آیا تصویری از 2-3 سالگی فرزندتان بهخاطر میآورید؟ وقتی «نهگفتن» ورد زبانش شده بود و همه درخواستهای شما
نیاز کودکان به مرزبندی و محدودیتگذاری از همان اوایل زندگی دیدنی بود! مثلا وقتی فرزندتان با بالش و
وقتی معلم کلاس برایش کاری پیش میآمد و ما را به خانه میفرستادند، بهترین اتفاق دنیا بود! بعضی
همه ما در مسیر زندگی تنها به دستاوردهایی افتخار میکنیم و از اتفاقاتی عمیقا خوشحال میشویم که هدفمندانه
در چشمبههمزدنی، دخترکوچولوی بازیگوش و خوشبیان شما قدکشیده و نسبت به قبل، تغییرات زیادی کرده است! حتی شاید
به نظر میرسد خوابیدن عمل سادهای است و هر موجودی در ساعت خستگی به راحتی و ناخواداگاه به
کلیشهای یا هرچه، ولی یکی از بهترین جملات دنیاست: «من از هیچکس نمیترسم، جز خودم!» چه جوانیهایی که
در جادههای کویری و یکنواخت، تنها کیلومتر ماشین است که تغییر میکند. انگار زمان متوقف شده و مکان
تمام هفته را درگیر درسها و امتحاناتش بود و برای رسیدن جمعه و کمی استراحت لحظهشماری میکرد. بالاخره
وقتی کودک با آن لحن شیرین و جذابش شروع به صحبتکردن میکند، دلمان غشوضعف میرود و دوست داریم
حالا دیگر نخوردن چوب معلم را نشان از خلبودن کودک نمیدانیم و این نگرش تعدیل شدهاست؛ آنقدر تعدیل،
به دلیل اهمیت نقش مادری، به طور سنتی سالیان سال است که مطالعه رفتار والدین بر رشد کودکان،
دکمه «ثبتنام» در این مقاله صرفاً جهت پیشثبتنام در مدارس سلام است و ارتباطی با سامانه مایمدیو، ثبتنام کتاب و سایر سامانهها ندارد.