فهرست مطالب
Toggleضمیر کلمهای است که به جای اسم یا گروه اسمی قرار میگیرد تا اسم دوباره تکرار نشود. کلمهای که ضمیر به آن برمیگردد را «مرجع ضمیر» مینامند. مثلا در جمله «علی آمد و او کتابش را آورد»، «او» به جای علی (ضمیر گسسته) و «ـش» در کتابش (ضمیر پیوسته) است و مرجع هر دو ضمیر، «علی» است. برای درک بهتر این موضوع، جدول زیر انواع اصلی ضمیرها را نشان میدهد:
| ضمیر | نوع | مثال |
| من | شخصی گسسته | من به مدرسه رفتم. |
| او | شخصی گسسته | او کتاب میخواند. |
| ـم | شخصی پیوسته | کتابم |
| این | اشاره | این را بردار. |
| خود | مشترک | خودم انجام میدهم. |
شما هر روز از ضمیرها در جملههای خود استفاده میکنید، شاید فقط نام ادبی آن را فراموش کرده باشید! ضمیر سخن گفتن و نوشتن را زیباتر و مرتبتر میکند. ضمیر یکی از مهمترین اجزای دستور زبان فارسی است و در حرف زدن و نوشتن کاربرد زیادی دارد. با یاد گرفتن ضمیر، هم جملهها را بهتر میفهمیم و هم میتوانیم درستتر بنویسیم. در این مطلب از مجموعه مدارس سلام، به پاسخ روشنی از پرسش «ضمیر چیست با مثال» میرسید و با انواع ضمیر در فارسی پنجم و هفتم آشنا میشوید.
ضمیر چیست با مثال؟
ضمیر کلمهای است که در جمله جانشین اسم یا گروه اسمی میشود. یعنی میتوانیم از آن بهجای اسم یا اسامی مختلف استفاده کنیم. برای درک بهتر نقش ضمیر، به این مثالها توجه کنید. در هر جمله، ضمیر به کلمهای پیش از خود اشاره میکند که به آن «مرجع ضمیر» میگوییم.
- مریم به مدرسه رفت. او امروز امتحان داشت.
- ضمیر: او
- مرجع ضمیر: مریم
- علی کتابش را برداشت.
- ضمیر پیوسته: ـش
- مرجع ضمیر: علی
- بچهها به پارک رفتند؛ آنها در حال بازی بودند.
- ضمیر: آنها
- مرجع ضمیر: بچهها
- این گلها زیبا هستند؛ آنها را از باغچه چیدم.
- ضمیر: آنها
- مرجع ضمیر: گلها
- رضا مدادش را گم کرد.
- مرجع ضمیر: رضا
- ضمیر پیوسته: ـش
همانطور که در این مثالها مشاهده کردید، ضمیرها به دو شکل در جملهها ظاهر میشوند: یا بهصورت کلمهای جدا و مستقل (ضمیر گسسته) مانند «او» و «آنها»، یا بهصورت بخشی چسبیده به کلمه (ضمیر پیوسته) مانند «ـش» در «کتابش».
در واقع، نقش اصلی هر دو نوع ضمیر، جلوگیری از تکرارِ اسم است تا جمله طبیعیتر و روانتر به نظر برسد. وقتی به جای تکرار اسم «مریم» یا «علی» از «او» یا «ـش» استفاده میکنیم، در حال استفاده از ضمیر هستیم که زبان فارسی را کوتاهتر و خوشخوانتر میکند. شناخت این دو نوع ضمیر، پایه و اساس درک ساختار جملات و مرجعیابی در متن است.
اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیههای مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر میشود!
معنی ضمیر چیست؟
ضمیر در لغت به معنای نهان و درون است. در دستور زبان فارسی به آن، فرنام یا جاینشین هم گفته میشود. بنابراین ضمیر کلمهای است که جانشین اسم یا گروه اسمی میشود و نقشهای اسم را میپذیرد.
اگر بخواهیم از اشعار ادبیات فارسی مثالی از ضمیر برای شما بیاوریم، میتوانیم این شعر معروف را بررسی کنیم:
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت
در این بیت، «من» به عنوان ضمیر جایگزین اسم شاعر، «تو» جایگزین اسم فرد موردنظر و «کسی» هم به عنوان ضمیر مبهم، معلوم نیست درباره چه کسی است.

مرجع ضمیر چیست؟
مرجع ضمیر، همان اسم یا گروه اسمی است که ضمیر به آن برمیگردد و جانشین آن شده است. برای درک بهتر مرجع ضمیر به جدول مثالهای زیر توجه کنید:
| جمله | ضمیر | مرجع ضمیر |
| علی آمد و او نشست. | او | علی |
| سارا کتابش را برداشت. | ـش | سارا |
| بچهها آمدند و آنها نشستند. | آنها | بچهها |
| درخت میوه داد؛ شاخههایش پر از سیب شد. | ـش | درخت |
| مادر مهربان است، من او را دوست دارم. | او | مادر |
چطور مرجع ضمیر را پیدا کنیم؟
برای تشخیص مرجع ضمیر، از خودتان بپرسید: «این ضمیر به جای چه کسی یا چه چیزی قرار گرفته است؟» اسمی که پاسخ این پرسش است، همان مرجع ضمیر شماست. بنابراین ضمیرها جایگزین اسامی میشوند و مرجع ضمیر همین اسامی هستند. برای مثال در جمله شهرزاد دانشآموز خوبی است و او را دوست دارم؛ او جایگزین شهرزاد شده و به شهرزاد رجوع میکند و به این ترتیب مرجع ضمیر ما است.

نکته مهم: آرایه مجاز را با مرجع ضمیر اشتباه نگیرید! مجاز جایگزین چیزی نیست و حتی وقتی اغلب اوقات منظور آن چیز دیگری است؛ مرجع ضمیر دقیقا به یک فرد یا شیء خاص اشاره دارد. برای درک بهتر این مبحث توصیه میکنیم مطلب آرایه مجاز چیست را بخوانید تا با روشهای تشخیص آن در جمله آشنا شوید.
مثال برای ضمیر و مرجع ضمیر
همانطور که توضیح دادیم در پاسخ به سوال کلمهای که ضمیر به آن برمیگردد چیست؟ باید بگوییم به کلمه یا اسمی که ضمیر به آن برمیگردد، مرجع ضمیر میگویند. در واقع، پیدا کردن مرجع ضمیر به شما کمک میکند تا در متنهای طولانی گم نشوید و دقیقا بدانید فاعل یا مفعول هر فعل یا صفت، چه کسی یا چه چیزی بوده است. برای تمرین بیشتر، به جدول زیر نگاه کنید:
| جمله نمونه | تحلیل مرجع |
| استاد وارد کلاس شد؛ او کتابش را روی میز گذاشت. | «او» و «ـش» هر دو به «استاد» برمیگردند. |
| مهسا به مادرش گفت که فردا نمیآید. | «ـش» به «مهسا» برمیگردد. |
| این فیلم بسیار جذاب است؛ آن را حتما ببینید. | «آن» به «فیلم» برمیگردد. |
| بچهها در حیاط میدویدند و صدای خندهشان میآمد. | «ـشان» به «بچهها» برمیگردد. |
ضمیر چیست کلاس هفتم؟
ضمیر کلمهای است که جانشین اسم یا گروه اسمی میشود و نقشهای آن را میپذیرد. هدف اصلی ما از استفاده از ضمیر، جلوگیری از «تکرار» اسم است تا جملاتمان کوتاهتر و روانتر خوانده شوند. وقتی در نوشته یا گفتار، یک اسم را چند بار تکرار کنیم، متن خستهکننده میشود؛ بنابراین ضمیرها به کمک ما میآیند تا به جای تکرار اسم، به آن ارجاع دهیم. ضمیرها شامل دو دسته ضمیر گسسته و پیوسته هستند که در ادامه هرکدام را توضیح میدهیم.
ضمیر گسسته چیست؟
به ضمیرهایی که به صورت مستقل در جمله میآیند و به کلمه قبل از خود نمیچسبند، ضمیر گسسته (ضمیر جدا) میگوییم. در کتابهای دستور زبان، به این گروه ضمیر منفصل هم گفته میشود. این ضمیرها جایگزین اسم میشوند و نقش فاعلی یا مفعولی در جمله دارند.
| شخص | مفرد | جمع |
| اولشخص | من | ما |
| دومشخص | تو | شما |
| سومشخص | او | ایشان |
ضمیر پیوسته چیست؟
ضمیرهایی که به تنهایی معنای مستقلی ندارند و حتما باید به پایان کلمه دیگری بچسبند، ضمیر پیوسته (ضمیر متصل) نام دارند. این ضمیرها برای کوتاهتر شدن کلام و جلوگیری از تکرار اسم استفاده میشوند. مثالهای ضمیر پیوسته عبارت است از:
- کتابم: (کتاب من)
- دوستت: (دوست تو)
- خانهشان: (خانه آنها)
- صورت ضمیرهای پیوسته: ـَم، ـَت، ـَش، ـِمان، ـِتان، ـِشان
تفاوت ضمیر پیوسته و گسسته
تفاوت اصلی ضمیر پیوسته و گسسته در ظاهر و نحوه نگارش آنهاست؛ ضمیر گسسته در جمله مستقل است، اما ضمیر پیوسته بخشی از کلمه محسوب میشود.
| ضمیر گسسته (جدا) | ضمیر پیوسته (متصل) |
| من | ـَم |
| تو | ـَت |
| او | ـَش |
| ما | ـِمان |
| شما | ـِتان |
| ایشان | ـِشان |
انواع ضمیر فارسی هفتم
در کتاب فارسی پایه هفتم، دستهبندی انواع ضمیر به صورت زیر معرفی میشود:
- ضمیر شخصی (من، تو، او، ما، شما، ایشان)
- ضمیر مشترک (خود، خویش، خویشتن)
- ضمیر اشاره (این، آن)
- ضمیر پرسشی (کدام، چه، چند)
- ضمیر مبهم (هر، هیچ، همه، کسی)
- ضمیر شمارشی (اولی، دومی، سومین)
- ضمیر متقابل (همدیگر، یکدیگر)
- ضمیر تعجب (چقدر، چه)
- ضمیر احترام (جناب، حضرتعالی)
انواع ضمیر در فارسی
همانطور که توضیح دادیم ضمیرهای زبان فارسی را میتوانیم از دو جهت دستهبندی کنیم. نوع اول از نظر شکل ظاهری (چسبیدن یا نچسبیدن به کلمه) و دیگری از نظر معنا و کاربردشان در جمله است. در دستهبندی ضمایر از نظر پیوستگی (ظاهر) ضمیرها به دو گروه تقسیم میشوند:
- ضمیر گسسته (جدا): ضمیرهایی که به تنهایی میآیند و به کلمه قبل از خود نمیچسبند (مثل: من، تو، او، ما، شما، آنها).
- ضمیر پیوسته (متصل): ضمیرهایی که به انتهای کلمه میچسبند و به صورت جدا نوشته نمیشوند (مثل: ـَم، ـَت، ـَش، ـِمان، ـِتان، ـِشان).
در دستهبندی از نظر معنا و کاربرد این ضمیرها بر اساس نقش و معنایی که در جمله دارند، به گروههای زیر تقسیم میشوند:
| انواع ضمیر | مثال |
| ضمیر مشترک | خود، خویش و… |
| ضمیر شخصی | من، تو و… |
| ضمیر اشاره | این، آن و… |
| ضمیر شمارشی | اولی، دومی و… |
| ضمیر تعجب | چه، چقدر و… |
| ضمیر مبهم | هر، هیچ، کمی و… |
| ضمیر پرسشی | کدام، چند و… |
| ضمیر متقابل | همدیگر، یکدیگر و… |
| ضمیر احترام | جناب، حضرتعالی و… |
ضمیر شخصی
ضمیر شخصی کلمهای است که برای اشاره به «شخص» (گوینده، شنونده یا کسی که دربارهاش صحبت میکنیم) به کار میرود. این ضمایر به دو صورت «گسسته» (جدا) و «پیوسته» (متصل) در جمله ظاهر میشوند. ضمیر گسسته مستقل و جدا از کلمه نوشته میشود اما ضمیر پیوسته به انتهای کلمه میچسبد. این نوع از ضمیر بسیار ساده است و اغلب اوقات دانشآموزان آن را به آسانی به خاطر میسپارند. در مجموع حالت جدای آن من، تو، او، ما، شما و ایشان را شامل میشود و در حالت متصل هم ـَم، ـَت، ـَش، مان، تان و شان را دربرمیگیرد.
| شخص | ضمیر گسسته (جدا) | ضمیر پیوسته (متصل) |
| اولشخص مفرد | من | ـَم |
| اولشخص جمع | ما | ـِمان |
| دومشخص مفرد | تو | ـَت |
| دومشخص جمع | شما | ـِتان |
| سومشخص مفرد | او | ـَش |
| سومشخص جمع | ایشان | ـِشان |
- مثال ضمیر شخصی گسسته: من به مدرسه رفتم.
- مثال ضمیر شخصی پیوسته: کتابـَم روی میز است. (ـَم به کتاب چسبیده و معنای «کتاب من» میدهد).
ضمیر مشترک
ضمیر مشترک برای تاکید یا بیان انجام کار توسط خود فاعل به کار میرود. این ضمیر فارسی انواع خود، خودم، خودت، خودش، خودمان، خودتان و خودشان را شامل میشود. این هم از آن دسته ضمایری محسوب میشود که روزمره استفاده میکنیم. اگر نام مشترک برای این نوع به یادتان نمیماند، میتوانید آن را به این شکل کدگذاری کنید تا در امتحان به یادتان آید: ضمیر مشترک همان خود ضمیر است!
- مثال ۱: تو خودت خواستی که این طور شود!
- مثال ۲: من خودم این کار را انجام میدهم.
- مثال ۳: انسان باید خویش را بشناسد.
نکته دستوری مهم: ترکیب «خود» با ضمیر شخصی پیوسته، ضمایر جدیدی میسازد:
- خودم = خود + ـَم
- خودت = خود + ـَت
- خودشان = خود + ـِشان
ضمیر اشاره
ضمیر اشاره آن دسته از واژههایی هستند که بدون آوردن اسم، به چیزی یا کسی اشاره میکنند. این ضمایر به ما نشان میدهند که منظور گوینده چیست، اما بدون اینکه نامش را ببرد. درست مانند زمانی که برای اشاره یا نشان دادن چیزی بهجای بردن نام آن، آن را با انگشت نشان بدهیم! در زبان فارسی، ضمیرهای اشارهای مثل این، آن، چنین، چنان، همان استفاده میشوند. این نوع ضمیر در مکالمههای روزمره و نوشتار غیررسمی بسیار پرکاربرد است.
- مثال ۱: من این را نمیخواستم، آن را ترجیح میدهم.
- مثال ۲: آنها در حیاط بازی میکنند، اما اینها در خانه هستند.
ضمیر پرسشی
ضمیر پرسشی همانطور که از اسمش پیداست، برای پرسیدن سوال درباره شخص، شیء، زمان یا حالت به کار میرود. این ضمیرها به جای اسم میآیند، ولی در قالب سوال مطرح شده و در فارسی واژههایی مثل چه، کی، کدام، چرا، چطور، چگونه ضمیرهای پرسشی محسوب میشوند. به خاطر بسپارید که پس از ضمیر پرسشی اسمی نمیآید و اگر اسم بعد از کلمه باشد، در واقع یک صفت پرسشی است و نه یک ضمیر پرسشی! اگر ضمیر تعجب را در ذهن با علامت تعجب به خاطر سپردید، این ضمیر زبان فارسی را با علامت سوال یاد کنید.
- مثال ۱: کدام لباس را دوست داری؟
- مثال ۲: چه کسی به این سوال پاسخ میدهد؟
ضمیر مبهم
ضمیر مبهم برای اشاره به شخص، چیز یا حالتی نامشخص و ناپیدا استفاده میشود. به عبارتی دیگر، وقتی دقیق نمیدانیم چه کسی یا چه چیزی مورد نظر است یا نمیخواهیم مشخص کنیم و یا حتی اهمیتی ندارد، از این نوع ضمیر استفاده میکنیم. واژههایی مانند دیگران، کسی، هیچکس، همه، هیچ، هر چیز، چیزی در گروه ضمیرهای مبهم قرار دارند.
- مثال ۱: کسی مرا صدا زد؟
- مثال ۲: همه برای تماشای مسابقه به ورزشگاه آمده بودند.
نکته مهم: برای آنکه ضمیر مبهم را با ضمیر اشاره اشتباه نگیرید، میتوانید به خاطر بسپارید که ضمیر اشاره همان است که با انگشت، چیزی مشخص را نشان میدهد، اما در ضمیر مبهم، چیزی برای نشان دادن وجود ندارد یا دقیقا معلوم نیست چیست.
ضمیر شمارشی
ضمیر شمارشی به سوال چندم؟ پاسخ میدهد. این نوع از ضمایر با اعداد سروکار دارد و میتواند جایگزین اسم هم بشود یا در واقع به تنهایی مورد استفاده قرار گیرد. در واقع وقتی نمیخواهیم اسم را تکرار کنیم، ولی عدد یا مقدار آن برایمان مهم است، از ضمیر شمارشی استفاده میکنیم و نکته مهم نبود اسم بعد از عدد است. اعداد ترتیبی نوع یک (اول، دوم، سوم و …) یا اعداد ترتیبی نوع دوم (اولین، دومین، سومین و …) ضمیر شمارشی محسوب میشوند.
- مثال ۱: درس ضمیر چیست کلاس ششم، راحت است.
- مثال ۲: اولی خیلی سریع دوید، اما دومی از او عقب ماند.
ضمیر تعجب
ضمیر تعجب همان کلمهای است که در زمان تعجب، شگفتی و یا در کل برای بیان احساس استفاده میکنیم. این نوع ضمیر به طور معمول در جملههایی دیده میشود که با هیجان یا شگفتی همراه هستند و گوینده میخواهد احساسش را نسبت به کسی یا چیزی نشان دهد. در زبان فارسی، واژههایی مثل چه، چقدر، عجب، و بَه در این دسته قرار میگیرند. به عبارتی دیگر، کلمات ضمیر تعجب که اغلب در اول جمله هم میآیند، همان کلماتی هستند که با علامت تعجب در انتهای جمله دوست هستند.
- مثال ۱: عجب خوشمزه بود!
- مثال ۲: چه هوای مطبوعی!
ضمیر متقابل
ضمیر متقابل زمانی استفاده میشود که دو یا چند نفر کاری را با هم به شکل دوجانبه یا چندجانبه انجام میدهند. این ضمیر به طور معمول برای نشان دادن رابطه متقابل بین دو طرف است. از این رو کلماتی مثل هم، همدیگر و یکدیگر را شامل میشود. برای آنکه معنای متقابل را فراموش نکنید، میتوانید با مثال برای ضمیر برای خود کدگذاری کنید و برای نمونه، متقابل به معنای دوطرفه بودن است.
- مثال ۱: همدیگر را در آغوش کشیدیم.
- مثال ۲: آنها همیشه در مشکلات به یکدیگر کمک میکنند.
ضمیر احترام
ضمیر احترام برای خطاب قرار دادن محترمانه افراد کاربرد دارد. در زبان فارسی ضمایری مانند بنده، جنابعالی، اینجانب، جناب و سرکار را در نقش ضمیرهای احترام به کار میبریم تا به عبارتی مودبتر باشیم، بهخصوص وقتی که با بزرگتر یا کسی که مقام خاصی دارد صحبت میکنیم. حتی اگر بهجای تو از شما و یا ایشان برای احترام و ادب استفاده کنیم، این موارد هم ضمایر احترامی محسوب میشوند.
- مثال ۱: جناب شما چه امری با بنده داشتید؟
- مثال ۲: بنده از دیدن شما در این جلسه بسیار خوشحالم.
ضمیر چیست کلاس پنجم؟
معنی لغوی ضمیر، درون، باطن، وجدان یا چیزی است که در دل انسان وجود دارد. در زبان فارسی وقتی میگوییم «ضمیرِ کسی روشن است»، منظورمان باطن یا قلب آن فرد است. این کلمه در ادبیات برای اشاره به نیت یا احساسات درونی به کار میرود.
در دستور زبان فارسی، ضمیر کلمهای است که جانشین اسم یا گروه اسمی میشود. ما از ضمیر استفاده میکنیم تا از تکرار اسم جلوگیری کنیم و نوشتهمان روانتر شود. این کار باعث میشود به جای تکرارِ مداوم یک نام، از کلمهای کوتاه استفاده کنیم که نقش همان اسم را بازی میکند.
نقش دستوری ضمیر
همانطور که میدانید، در جمله هر کلمهای یک نقش دارد و برای مثال اسمها میتوانند فاعل یا مفعول باشند. ضمیرها هم مانند اسمها میتوانند نقشهای گوناگونی در جمله به خود بگیرند، یعنی همانطور که یک اسم میتواند فاعل، مفعول یا متمم باشد، ضمیر هم میتواند جای هر یک از آنها بنشیند. از این رو ضمیرها در جمله نقشهای متفاوتی میگیرند. مثلا گاهی ممکن است کاری انجا دهند، گاهی کاری روی آنها انجام میشود و گاهی به چیز یا کسی اشاره میکنند. در ادامه چند نقش مهم ضمیر در جمله را با مثال توضیح میدهیم:
- نهادی (فاعل): وقتی ضمیر کاری انجام میدهد؛ مانند: «او کتاب خواند.» («او» نقش فاعل دارد)
- مفعولی: وقتی کار روی ضمیر انجام میشود؛ مانند: «کتاب را به او دادم.» («او» نقش مفعول دارد)
- متممی: وقتی ضمیر همراه با حرف اضافه میآید؛ مانند: «با او صحبت کردم.» («او» متمم است)
- مضافالیه: وقتی ضمیر نشاندهنده مالکیت یا وابستگی است؛ مانند: «دوست من آمد.» («من» مضافالیه است)
- مسندی: وقتی ضمیر درباره نهاد جمله توضیح میدهد؛ مانند: «آن شخص، او است.» («او» مسند است)
- منادا: وقتی ضمیر را مستقیم صدا میزنیم؛ مانند: «آهای تو، بیا اینجا!» («تو» منادا است)
- صفتی: وقتی ضمیر در نقش صفت اشاره یا تأکید میآید؛ مانند: «همین تو خواستی که اینطور شود.» («همین» صفت است)
- قیدی: وقتی ضمیر مکان یا زمان مبهمی را نشان میدهد؛ مانند: «کجا خواهی رفت؟» («کجا» نقش قید دارد)
- بدلی: وقتی ضمیر برای توضیح بیشتر اسم قبلی میآید؛ مانند: «لیلا خودش برای خرید آمد.» («خودش» بدل است)
نکته مهم: اگر میخواهید بدانید چگونه نقش ضمیر را تشخیص دهیم؟ کافی است بپرسید: «این ضمیر در جمله چه نقشی دارد یا چه کاری انجام میدهد؟» پاسخ این پرسش، نقش دستوری ضمیر را مشخص میکند.
تفاوت ضمیر و صفت
گاهی ضمیر و صفت در جملهها ظاهری مشابه دارند و همین شباهت میتواند دانشآموز را دچار تردید کند. اما با دانستن چند نکته ساده، میتوانیم خیلی راحت میان آنها تفاوت بگذاریم و جلوی اشتباه را بگیریم:
- نکته اول: بعد از ضمیر اسم یا ویژگی دیگری قرار نمیگیرد.
- نکته دوم: ضمیر اغلب در جایگاه فاعل یا مفعول ظاهر میشود. مثال: «این را قبلا شنیدهام.»
- نکته سوم: صفات را نمیتوانیم جمع ببندیم، اما ضمایر قابلیت جمع بسته شدن دارند.
برای درک بهتر تفاوت ضمیر و صفت به مثالهای زیر توجه کنید:
| صفت اشاره (همراه اسم) | ضمیر اشاره (جایگزین اسم) |
| این کتاب خوب است. | این را بخوان. |
| آن معلم مهربان است. | آن را دیدم. |
در جملههای ردیف اول، «این» نقش صفت اشاره را دارد و به اسم کتاب اشاره میکند، اما در جمله دوم، چون بعد از «این» هیچ اسمی نیامده، نقش آن ضمیر اشاره است. در ضمن، نمیتوانیم بگوییم «اینها کتاب خوب است» چون صفت جمعپذیر نیست، اما میتوانیم بگوییم «اینها را بخوان» چون ضمیر قابلیت جمع بسته شدن دارد.
در جملههای ردیف دوم، هم دقیقا همین قواعد برقرار است. در جملهی «آن معلم مهربان است»، کلمه «آن» نقش صفت اشاره را دارد و چون قبل از اسم آمده، دارد «معلم» را توصیف و مشخص میکند. اما در جملهی «آن را دیدم»، کلمه «آن» به تنهایی به جای یک اسم (که میتواند هر چیزی باشد) نشسته است و نقش ضمیر دارد. جمع بستن اینجا هم صدق میکند؛ ما نمیتوانیم بگوییم «آنها معلم مهربان هستند»، اما میتوانیم بگوییم «آنها را دیدم»؛ چون «آنها» به تنهایی ضمیر است و قابلیت جمع بسته شدن دارد.
تمرین تشخیص ضمیر و مرجع ضمیر
حالا وقت آن رسیده که با هر آنچه از این مطلب یاد گرفتید، سعی کنید ضمایر، نوع آن و مرجع ضمیر را در جملات تمرین زیر مشخص کنید:
- شما خودتان هم از اتفاقات اخیر بیخبر هستید.
- من با او تماس خواهم گرفت.
- سهراب و سهیل همیشه با یکدیگر خوب رفتار میکنند.
نتیجهگیری
ضمیرها کلمات کوچکی هستند که کار بزرگی انجام میدهند! آنها با نشستن در جای اسم از تکرارهای پشتسرهم جلوگیری میکنند و حتی گاهی لحن جمله را محترمانه، پرسشی، مبهم یا تعجبآمیز میکنند. از ضمیر شخصی و اشارهای تا ضمیر تعجب، پرسشی، متقابل و حتی ضمیر احترام، همه و همه بخشی از دستور زبان فارسی برای گفتار و نوشتاری دقیق هستند و از این رو اگر ضمایر را به درستی بشناسید، علاوه بر امتحانهای مدرسه، در مکالمههای روزانه هم به کارتان میآیند. تنها باید چند نکته را به خاطر بسپارید و مثالها و کدهایی که گفتیم را خوب در ذهن نگه دارید.
سوالات متداول
ضمیر کلمهای است که جایگزین اسم میشود و برای مثال در جمله «من دیروز با او صحبت کردم.» من و او ضمایر هستند که جایگزین اسم اشخاص شدهاند.
مرجع ضمیر همان اسمی است که ضمیر به آن برمیگردد و جایگزین آن شده است.
به کلمه ای که ضمیر به آن برمیگردد مرجع ضمیر میگویند.
به ضمیری که بهصورت مستقل در جمله میآید و به کلمه پیش از خود نمیچسبد، ضمیر گسسته یا جدا میگویند. نمونههای آن شامل کلماتی مانند «من، تو، او، ما، شما و ایشان» است.
ضمیر پیوسته یا متصل، ضمیری است که معنای مستقلی ندارد و حتماً باید به انتهای کلمه دیگری بچسبد. صورتهای آن شامل «ـَم، ـَت، ـَش، ـِمان، ـِتان و ـِشان» است.
تفاوت اصلی این دو در نحوه نگارش است؛ ضمیر گسسته بهصورت مستقل و جدا از کلمه نوشته میشود، اما ضمیر پیوسته بخشی از کلمه محسوب شده و به انتهای آن میچسبد.
ضمیر شخصی برای اشاره به «شخص» شامل گوینده، شنونده یا کسی که درباره او صحبت میکنیم، به کار میرود. این ضمایر در دو حالت گسسته (مانند من و تو) و پیوسته (مانند ـَم و ـَت) در جمله ظاهر میشوند.
در دستور زبان، ضمیر کلمهای است که جایگزین اسم یا گروه اسمی میشود. کاربرد اصلی آن جلوگیری از تکرار اسم برای زیباتر و روانتر شدن جملهها است.
ضمیر کلمهای است که جانشین اسم یا گروه اسمی میشود و نقشهای آن را میپذیرد. هدف اصلی استفاده از آن، جلوگیری از تکرار اسم است تا جملات کوتاهتر و روانتر خوانده شوند.
در کتاب فارسی هفتم، ضمایر به نه دسته شامل شخصی، مشترک، اشاره، پرسشی، مبهم، شمارشی، متقابل، تعجب و احترام تقسیم میشوند.
از آن میتوان برای شیء، غذا، رنگ و هر چیز مشابه دیگری استفاده کرد.