فهرست مطالب
Toggleهر جملهای که میخوانیم یا مینویسیم، مانند یک گروه هماهنگ عمل میکند. در این گروه هر واژه وظیفه مشخصی بر عهده دارد و اگر جای آن تغییر کند یا نقشش عوض شود، معنی جمله نیز دگرگون خواهد شد. شاید بارها هنگام پاسخ دادن به پرسشهای امتحانی یا تحلیل یک متن با این سوال روبهرو شده باشید که «نقش دستوری این کلمه چیست؟» پاسخ به این پرسش در ابتدا ساده به نظر میرسد، اما در واقع نیازمند شناخت ساختار جمله و ارتباط میان واژهها در هر جمله متفاوت است.

در نتیجه آشنایی با مبحث «نقش دستوری چیست؟» مهارتی مهم برای دانشآموزان، دانشجویان، معلمان و هر کسی است که میخواهد فارسی را درست، روان و دقیق بنویسد یا درک کند. پس در ادامه این مطلب آموزشی مدارس سلام با مفهوم نقش دستوری در فارسی، انواع آن، مثالهای کاربردی و سادهترین روشهای تشخیص آن آشنا خواهید شد.
نقش دستوری چیست؟
منظور از نقش دستوری، جایگاه و وظیفهای است که هر واژه یا گروهی از واژهها در یک جمله بر عهده دارد. به بیان ساده هر کلمه در جمله برای انجام عملی کاربرد دارد؛ ممکن است انجامدهنده یک عمل باشد، کاری روی آن انجام شود، زمان یا مکان را مشخص کند یا ویژگی اسم دیگری را توضیح دهد. به همین دلیل یک واژه ثابت همیشه نقش دستوری یکسانی ندارد و با تغییر جمله، نقش آن هم میتواند تغییر کند.

برای مثال در جمله «دانشجو این کتاب را خواند»، واژه «دانشجو» نهاد است، اما در جمله «استاد دانشجو را تشویق کرد»، همان واژه نقش مفعول دارد. از این رو برای تشخیص نقش دستوری باید ابتدا ساختار جمله، فعل و ارتباط میان اجزای آن را بررسی کرد، نه اینکه تنها به خود کلمه توجه داشت. البته برای اینکه بهتر بدانید نقش دستوری در فارسی چیست، باید انواع آن را بشناسید؛ به همین خاطر در بخشی جداگانه به طور کامل با این انواع آشنا میشویم.
اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیههای مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر میشود!
انواع نقش دستوری
در زبان فارسی هر واژه هنگام قرار گرفتن در جمله مسئولیتی مشخص پیدا میکند و همان مسئولیت، نقش دستوری آن را تعیین میکند. بعضی نقشها ستون اصلی جمله را میسازند و بدون آنها معنی کامل نمیشود، برخی فقط اطلاعات بیشتری به جمله اضافه میکنند و گروهی دیگر برای توضیح، تاکید یا پیوند دادن واژهها به کار میروند. در این بخش برای درک دقیقتر از اینکه نقش دستوری چیست، انواع آن را بررسی میکنیم.
انواع نقش دستوری اصلی
منظور از نقشهای اصلی، اجزایی هستند که هسته معنایی بسیاری از جملهها را شکل میدهند. نهاد، مفعول، مسند، متمم و دیگر نقشهای این گروه هر کدام وظیفه مهمی در انتقال معنا در جمله دارند و شناخت آنها اولین گام برای یادگیری نقش دستوری چیست با مثال محسوب میشود.
نهاد
نهاد واژه یا گروهی از واژهها است که انجامدهنده کار یا دارنده حالت را در جمله معرفی میکند و معمولا با فعل هماهنگ است. برای پیدا کردن نهاد کافی است از خود بپرسید «چه کسی؟» یا «چه چیزی؟» فعل را انجام داده است. نهاد میتواند اسم، ضمیر یا حتی یک گروه اسمی باشد و همیشه در ابتدای جمله قرار نمیگیرد. گاهی حتی به قرینه حذف میشود و از طریق شناسه «ـم، ـی، …، یم، اید، اند» میتوان آن را تشخیص داد.

توجه داشته باشید که خود نقش دستوری نهاد همچنین میتواند انواع مختلفی داشته باشد؛ نهاد میتواند انجامدهنده، دارای صفت یا پذیرنده کار باشد. نهاد حتی میتواند به شکل مالکی یا به شکل یکی از انواع ضمیر مانند من، تو و او در جمله بیاید.
برای درک این موضوع به نمونههای زیر توجه کنید:
- دانشآموز درس خواند. ← دانشآموز: نهاد
- پرندگان در آسمان پرواز میکنند. ← پرندگان: نهاد
- چه رنگی را دوست داری؟ ← داری: «ی» نهاد از تو
مفعول
هرگاه عمل فعل روی شخص یا چیزی انجام شود، آن شخص یا چیز «مفعول» نام دارد. در بسیاری از جملهها مفعول با نشانه «را» شناخته میشود، برای مثال با پاسخ «چه چیزی را؟» میتوان آن را پیدا کرد. اما همیشه این نشانه وجود ندارد؛ به همین دلیل باید رابطه آن با فعل را نیز بررسی کرد.

برای درک نقش مفعول به جملات زیر دقت کنید:
- علی کیف جدیدی را خرید. ← کیف جدیدی: مفعول
- مادر غذا پخت. ← غذا: مفعول
مسند
نقش دستوری مسند در جملات مختلف درباره انجام یک عمل نیست، مسند ویژگی، حالت یا هویت نهاد را بیان میکند و مسند به مفعول، متمم و نهاد برمیگردد. در یک جمله با مسند و فعل اسنادی، بخشی که این ویژگی را معرفی میکند «مسند» نام دارد و به طور معمول همراه فعلهای اسنادی مانند «است»، «بود»، «شد»، «کرد»، «ساخت»، «گفت» و «گشت» میآید.
به طور کلی مسند با سه ساختار جملات را میسازد و از این طریق میتوانید در هنگام تشخیص نقش دستوری، وجود یا عدم وجود مسند را تشخیص دهید:
- نهاد + مفعول + مسند + فعل
- نهاد + متمم + مسند + فعل
- نهاد + مسند + فعل
مثالهای مسند عبارت است از:
- هوا سرد است. ← سرد: مسند
- دوستم پس از سالها تلاش پزشک شد. ← پزشک: مسند
- مادرم سبزیجات را بخارپز کرد. ← بخارپز: مسند
متمم
برخی فعلها بدون وجود متمم معنی کاملی ندارند. متمم به طور معمول همراه انواع حرف اضافه مانند «به»، «از»، «با»، «در»، «برای» و «تا» میآید و مفهوم جمله را کامل میکند. اگر حرف اضافه حذف شود، معنی جمله ناقص یا نادرست خواهد شد.
برای دیدن متمم در جمله به مثالهای زیر توجه کنید:
- به دوستم اعتماد دارم. ← دوستم: متمم
- همه به سخنان معلم گوش دادند. ← سخنان معلم: متمم
منادا
منادا واژهای است که گوینده برای صدا زدن یا خطاب قرار دادن شخص، گروه یا حتی چیزی از آن استفاده میکند. در گفتگوها، نامهها و متنهای ادبی این نقش دستوری کاربرد فراوانی دارد و اغلب با نشانههایی مانند «ای» و «یا» و گاهی بدون آن دیده میشود. البته منادا به دلیل اینکه شبه جمله است، خود یک جمله مستقل هم به شمار میرود.

برخی از نمونههای منادا در جمله را درادامه ببینید:
- ای دوستان، با دقت گوش کنید. ← ای دوستان: منادا
- دختر من، عجله نکن. ← دختر من: منادا
تمییز
منظور واژه یا گروهی از واژهها است که ابهام جمله را برطرف میکند و مفهوم آن را روشنتر نشان میدهد. این نقش بیشتر پس از واژههایی میآید که مقدار، اندازه، مقایسه یا برتری را بیان میکنند و مشخص میکند منظور دقیق گوینده چیست. در صورتی که کلمهای نقش مفعول، متمم، مسند و فاعل نگیرد و اطلاعات دقیقتری از جمله به ما بدهد، تمییز محسوب میشود.
نمونههای نقش دستوری تمییز عبارت است از:
- علی از برادرش قدبلندتر است. ← قد: تمییز (در اصل «از نظر قد»)
- این ظرف دو لیتر گنجایش دارد. ← لیتر: تمییز
انواع نقش دستوری فرعی
همه واژههای جمله نقش اصلی ندارند. بعضی فقط زمان، مکان یا چگونگی انجام کار را مشخص میکنند یا به اسم دیگری وابسته هستند. این نقشها در کاملتر شدن معنی جمله اهمیت زیادی دارند و قید، ترکیب وصفی و ترکیب اضافی را شامل میشوند.
قید
قید اطلاعات بیشتری درباره فعل، صفت یا حتی کل جمله ارائه میدهد. ممکن است زمان، مکان، مقدار، علت، کیفیت یا شیوه انجام کار را بیان کند. برای همین، قیدها انواع مختلفی مانند قید زمان، مکان، حالت، مقدار، تکرار، پرسش و علت دارند. برای آشنایی کامل با این انواع قید که به طور معمول در تشخیص نقش دستوری اهمیت بالایی دارند، مطلب «قید چیست؟» را مطالعه کنید.

چند نمونه از نقش دستوری قید را در ادامه ببینید:
- امروز به مدرسه رفتم. ← امروز: قید زمان
- کودکان آرام صحبت کردند. ← آرام: قید حالت
ترکیب وصفی
صفت به عنوان یکی از اصلیترین موارد در انواع نقش دستوری، ویژگی یا چگونگی یک اسم را بیان میکند و باعث میشود مخاطب اطلاعات واضحتری از آن اسم داشته باشد. در کتابهای درسی با انواعی مانند صفت بیانی، صفت اشاره، صفت پرسشی، صفت شمارشی، صفت مبهم و صفت تعجبی آشنا میشوید که هر کدام اطلاعات متفاوتی درباره اسم ارائه میکنند.
چند نمونه از مثالهای ترکیب وصفی را ببینید:
- سه دانشآموز برگزیده شدند. ← سه: صفت شمارشی
- کدام کتاب را انتخاب کردی؟ ← کدام: صفت پرسشی
پیشنهاد مطالعه: صفت چیست؟
ترکیب اضافی
یکی دیگر از ترکیباتی که ممکن است در هنگام پیدا کردن نقش دستوری کلمات در جمله با آن مواجه شوید، ترکیب اضافی یا مضاف و مضافالیه است. رابطه اضافی زمانی شکل میگیرد که دو اسم یا اسم و وابسته آن با کسره اضافه به هم متصل شوند. در این ساختار واژه دوم به طور معمول مالک، توضیحدهنده یا مشخصکننده واژه اول است و یک گروه اسمی کامل را تشکیل میدهد.
برخی نمونههای ترکیب اضافی عبارتاند از:
- کیف معلم روی میز است. ← معلم: وابسته اضافی
- درِ کلاس باز بود. ← کلاس: وابسته اضافی
انواع نقش دستوری تبعی
در برخی جملهها واژهای کنار اسم اصلی قرار میگیرد تا آن را توضیح دهد، به آن تاکید کند یا آن را با واژه دیگری پیوند بزند. این گروه را نقشهای دستوری تبعی مینامند چراکه به واژه دیگری وابسته هستند. در بسیاری از جملات این انواع نقش دستوری ضروری نیستند و در واقع حتی با حذف آنها، جمله همچنان معنای درست و قابلفهمی دارد. با بررسی مثالهای زیر بهتر این نقش دستوری را متوجه خواهید شد.

بدل
بدل اسمی است که پس از اسم دیگری میآید و همان شخص یا چیز را با نام یا توضیحی دیگر معرفی میکند. اگر بدل را حذف کنید، اصل جمله همچنان قابل فهم خواهد بود، اما بخشی از توضیح از بین میرود.
نمونههای بدل را در ادامه ببینید:
- حافظ، شاعر بزرگ ایران، دیوان خود را سرود. ← شاعر بزرگ ایران: بدل
- دماوند، بلندترین قله ایران، بسیار باشکوه است. ← بلندترین قله ایران: بدل
معطوف
هرگاه دو یا چند واژه یا گروه با حرفهای ربطی مانند «و»، «یا»، «اما» و «ولی» به هم متصل شوند، واژه دوم نسبت به اول معطوف است. به عبارتی دیگر، به کلمه یا جمله پیشین عطف داده شده است. این ساختار برای کنار هم قرار دادن چند جزء با نقش یکسان استفاده میشود.
نقش معطوف را در مثالهای زیر ببینید:
- علی و رضا به مدرسه رفتند. ← رضا: معطوف
- چای یا قهوه را بیاور. ← قهوه: معطوف
تاکید
گاهی گوینده برای برجسته کردن یک واژه یا مفهوم، آن را تکرار میکند یا از واژههای تاکیدی استفاده میکند. این شیوه باعث میشود مخاطب توجه بیشتری به همان بخش جمله داشته باشد.
نمونههای نقش دستوری تاکید را در ادامه ببینید:
- خودِ معلم این موضوع را توضیح داد. ← خود: تاکید
- به اندازهی همه جهان خوشحال شدم. ← جهان: تاکید
- شام خوشمزه بود، خیلی خوشمزه! ← خیلی خوشمزه: تاکید
نحوه تشخیص نقش دستوری در جمله
اگر در اولین تلاشها تشخیص نقش دستوری برایتان دشوار به نظر میرسد، نگران نباشید؛ به احتمال زیاد نمیدانید تشخیص نقش دستوری کلمات در جمله را از کجا شروع کنید و چگونه به نتیجه برسید.
در واقع بیشتر اشتباهها زمانی رخ میدهد که مستقیم سراغ کلمات بروید. در حالی که برای پیدا کردن نقش دستوری در فارسی ابتدا باید ساختار جمله را بشناسید و بعد نقش هر واژه را بررسی کنید. با رعایت چند ترفند ساده زیر میتوانید این کار را سریعتر و دقیقتر انجام دهید:

- ابتدا فعل را پیدا کنید: تشخیص نقش دستوری همیشه از فعل شروع میشود، چون فعل هسته اصلی جمله است و نقش سایر واژهها را مشخص میکند. از جهتی دیگر، تشخیص فعل در اغلب اوقات آسانترین کار است. تا زمانی که فعل را پیدا نکنید، تشخیص نهاد، مفعول یا متمم نیز دشوار خواهد بود.
- در جمله علی کتاب را خواند. ← ابتدا فعل «خواند» را پیدا کنید.
- بپرسید چه کسی یا چه چیزی: بعد از مشخص شدن فعل از خود بپرسید «چه کسی؟» یا «چه چیزی؟» این کار را انجام داده است. پاسخی که پیدا میکنید، به طور معمول فاعل یا نهاد جمله است؛ البته گاهی نهاد به صورت شناسه فعل و گاهی هم حذف شده است.
- دانشآموزان مسابقه را بردند. ← «دانشآموزان» نهاد است.
- عمل روی چه کسی یا چه چیزی انجام شده است: اگر فعل روی شخص یا چیزی اثر گذاشته باشد، آن بخش مفعول جمله خواهد بود. وجود نشانه «را»، تشخیص مفعول را آسانتر میکند. هرچند به خاطر داشته باشید که همیشه هم این نشانه در جمله دیده نمیشود.
- مریم دفتر را بست. ← «دفتر را» مفعول است.
- به فعلهای اسنادی توجه کنید: هرگاه فعلهایی مانند «است»، «بود»، «شد» یا «گشت» را دیدید، احتمال زیادی وجود دارد که جمله مسند داشته باشد. در این حالت، واژهای که ویژگی یا هویت نهاد را بیان میکند، مسند است.
- آسمان آبی است. ← «آبی» مسند است.
- حرفهای اضافه را نادیده نگیرید: واژههایی مانند «به»، «از»، «با»، «در»، «برای» و «تا» سرنخ مهمی برای تشخیص متمم هستند. هر زمان چنین حرفهایی را دیدید، واژه یا گروهی که پس از آنها آمده است را با دقت بررسی کنید.
- به دوستم کمک کردم. ← «به دوستم» متمم است.
- نقش کلمه را از روی جمله تشخیص دهید: یکی از رایجترین اشتباهها این است که تصور کنید هر واژه همیشه یک نقش ثابت دارد و بخواهید صرفا با دیدن یک کلمه، نقش آن را پیدا کنید. نقش دستوری به جایگاه واژه در جمله بستگی دارد و ممکن است همان کلمه در جملهای دیگر وظیفه متفاوتی داشته باشد. از این رو باید جایگاه کلمه را در جمله و نسبت به سایر کلمات بسنجید.
- علی معلم است. ← «معلم» مسند
- معلم وارد کلاس شد. ← «معلم» نهاد
- مدیر معلم را صدا زد. ← «معلم» مفعول
- جمله را یک بار با معنی بخوانید: اگر بعد از بررسی قواعد هنوز مطمئن نیستید، جمله را با دقت بخوانید و به معنای آن توجه کنید. بهتر است معنای آن را به زبان روزمره و ساده برای خود بیان کنید. در بسیاری از موارد مفهوم جمله بهترین راهنما برای تشخیص درست نقش دستوری چیست با مثال خواهد بود. هرچه بیشتر تمرین کنید، شناسایی انواع نقش دستوری در فارسی برایتان سریعتر و طبیعیتر میشود.
نمونه سوال تشخیص نقش دستوری
اگر میخواهید در تشخیص نقش دستوری در فارسی مهارت پیدا کنید، بهترین راه تمرین با جملههای متنوع است. در ادامه ۱۰ نمونه سوال تشریحی و چهارگزینهای را همراه با پاسخ مشاهده میکنید.
جمعبندی
در انتها، هر جمله از واژههایی تشکیل شده است که هر کدام وظیفه مشخصی بر عهده دارند و بدون شناخت این وظایف، تحلیل درست جمله امکانپذیر نیست. نقش دستوری همین وظیفه و جایگاه واژهها را مشخص میکند و به شما کمک میکند ارتباط میان اجزای جمله را بهتر درک کنید. با شناخت انواع نقش دستوری و توجه به فعل، معنای جمله و جایگاه هر واژه، میتوانید این مبحث را با دقت بیشتری تحلیل کنید و در پرسشهای درسی نیز عملکرد بهتری داشته باشید.
سوالات متداول
نقش دستوری به وظیفه و جایگاه هر واژه یا گروهی از واژهها در یک جمله گفته میشود. هر کلمه با توجه به ارتباطی که با فعل و سایر اجزای جمله دارد، میتواند نقشهایی مانند نهاد، مفعول، مسند، متمم، قید یا صفت را بر عهده بگیرد.
برای تشخیص نقش دستوری، ابتدا فعل جمله را پیدا کنید. سپس مشخص کنید چه کسی یا چه چیزی فعل را انجام داده، عمل روی چه کسی یا چه چیزی انجام شده و کدام واژهها فقط زمان، مکان، ویژگی یا توضیح بیشتری به جمله اضافه میکنند. بررسی معنای جمله نیز در تشخیص درست نقشها بسیار کمککننده است.
انواع نقش دستوری در فارسی به طور معمول در سه گروه اصلی، فرعی و تبعی بررسی میشوند. نهاد، مفعول، مسند، متمم، منادا و تمییز از نقشهای اصلی هستند. قید و وابستههای اسم در نقشهای فرعی قرار میگیرند و بدل، معطوف و تاکید نیز در گروه نقشهای تبعی بررسی میشوند.