فهرست مطالب
Toggleزبان فارسی بر پایه عناصر مختلفی بنا شده که یکی از مهمترین آنها انواع اسم در فارسی است. این «اسم» همان چیزی است که به کمک آن انسان میتواند جهان پیرامون خود را نامگذاری کرده و مفاهیم گوناگون را بیان کند. اسمها در این زبان تنوع چشمگیری دارند و هر کدام با توجه به ویژگیهای معنایی و کاربردی خود در جمله ظاهر میشوند.
در مجموع فهم درست انواع اسم به بهبود دستور زبان کمک میکند و از جهتی دیگر هم توانایی نگارش متنهای دقیق و بیان روان را افزایش میدهد. پس اگر قصد دارید نگاهی جامعتر به گونههای مختلف اسم و کاربردهای آنها بیندازید، ادامه این مطلب میتواند پاسخ سؤال شما در خصوص اسم چیست فارسی پنجم باشد.
با ما در این مطلب از مجموعه مدارس سلام همراه باشید تا تعریف، انواع، نشانهها و نحوه تشخیص انواع اسم در فارسی را به زبانی ساده بررسی کنیم.
تعریف اسم در فارسی
اسم در فارسی برای «نامگذاری» هر آنچه در جهان بیرونی یا ذهنی وجود دارد، استفاده میشود، از اشخاص و اشیا گرفته تا مفاهیم، صفات، رویدادها و هر پدیدهای که بتوان دربارهاش اندیشید. در نتیجه در تعریف اسم در فارسی میتوان گفت اسم توانایی اشاره و هویتبخشی دارد. به این معنا که وقتی آن را به زبان میآوریم، مخاطب میتواند چیزی مشخص را در ذهن خود تصور کند. این ویژگی، به این معنا بوده که اسم یکی از ستونهای اصلی جمله است، زیرا بیشتر جملهها بر پایه حضور اسم یا عناصر وابسته به آن ساخته میشوند.

نشانه های اسم
برای بررسی ویژگی اسم، میتوان از چند ویژگی معنایی (مثل نامگذاری و امکان تصور) و چند نشانه شکلی و دستوری (مثل پذیرش برخی پسوندها یا نقشهای جمله) استفاده کرد.
نکته: بسیاری از این ویژگیها همیشه صددرصد قطعی نیستند، اما مجموع آنها راهنمای دقیقی برای شناسایی اسم است. برای شناسایی نشانههای اسم به دول زیر دقت کنید.
| ویژگی / نشانه | توضیح | مثال |
| امکان نامگذاری | اسم باید بتواند چیزی را «نام» ببرد، خواه آن چیز شخص باشد یا شیء و یا مفهوم. | کتاب، شادی، تهران |
| امکان تصور یا اشاره | اسم قابل اشاره ذهنی یا خارجی است. | دوچرخه، دوستی |
| پذیرش نقشهای دستوری | اسم میتواند نهاد، مفعول، مسند یا متمم شود. | کتاب روی میز است. |
| پذیرش پسوندهای جمع | اسم معمولا با نشانههای جمع «ها»، «ان» و «ات» جمع بسته میشود. | کتابها، مردان، فعالیتها |
| پذیرش صفت | اسم میتواند توصیف شود. | خانه بزرگ، انسان مهربان |
| توانایی جانشینی با ضمیر | اسم معمولا قابل جایگزینی با ضمیر است. | کتاب را بیاور. → آن را بیاور. |
| همراهی با حروف اضافه | اسم میتواند پس از حروف اضافه بیاید. | به مدرسه، از کوه، در خانه |
| پذیرش پسوند | بسیاری از اسمها با پسوند ساخته میشوند. | -ی (دوستی)، -انه (صبحانه)، -گاه (دانشگاه) |
نکته: همانطور که اشاره کردیم، اسم انواع مختلفی دارد. از این رو، این نشانهها برای تمامی انواع اسم در فارسی هفتم صدق نمیکند، بلکه هر نوع اسم ممکن است نشانه یا ویژگی متفاوتی داشته باشد.
پیشنهاد مطالعه: انواع حروف اضافه
اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیههای مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر میشود!
انواع اسم ها
اسمهای فارسی را میتوانیم در دستهبندی متنوعی قرار دهیم و از لحاظ شمارش، ساختار و معنا بررسی کنیم. در اینجا این بررسی گروههای مختلف و انواع اسم ها در فارسی را انجام دادهایم:
| نوع اسم | تعریف مختصر | مثال |
| اسم جامد | واژهای که از بن فعل ساخته نشده و اجزای اشتقاقی ندارد. | روسری، کوه |
| اسم مشتق | واژهای ساختهشده از بن فعل یا بن اسم با وند | نویسنده، دانش، پوشیدنی |
| اسم خاص | اشاره به فرد، مکان و شیء یگانه و مشخص دارد. | شیراز، فروغ |
| اسم عام | اشاره به هر عضو یک دسته بدون تعیین مصداق | حیاط، معلم |
| اسم شناس (معرفه) | به مصداق مشخص اشاره میکند. | این کتاب، آن مرد، خانه پدر |
| اسم ناشناس (نکره) | مصداق نامعین و غیرمشخص را بیان میکند. | دفتری، شلواری |
| اسم ساده | یک جزء دارد و قابل تجزیه نیست. | باد، گل، ابر |
| اسم مرکب | از پیوند دو یا چند جزء تشکیل شده است. | دانشگاه، دستخط، خشکسالی |
| اسم مفرد | بر یک فرد یا یک واحد دلالت دارد. | خانه، کودک |
| اسم جمع | بر بیش از یک فرد دلالت میکند. | فرشها، دانشجویان، مردم |
| اسم ذات | به موجودات مادی و قابلدرک با حواس اشاره دارد. | درخت، باران، اسب |
| اسم معنی | بیانگر مفاهیم و حالات انتزاعی است. | زیبایی، آزادی |
| اسم مصدر | بیان «ذات عمل» بدون زمان و شخص و مشابه مصدر | پرواز، اندیشه |
| اسم مصغر | اشاره به کوچکی، ریزی یا تحقیر دارد. | کتابچه، مردک، بیلچه |
| اسم آلت | ابزار یا وسیله انجام کار را بیان میکند. | بیل، چکش، نردبان |
| اسم صوت | اسم صدا یا آوا | قارقار، منومن |
اسم خاص و اسم عام
اسم خاص به واژهای گفته میشود که به یک فرد، مکان، شیء یا پدیده مشخص و یگانه اشاره دارد. اسم خاص برخلاف اسم عام، فقط به یک مصداق معین دلالت میکند و برای اشاره به موارد مشابه به کار نمیرود.
برخی از نمونههای اسم خاص در فارسی به شرح زیر است:
- نام افراد مانند «شهلا»، «لیلا» و «کوروش»
- نام شهرها و کشورها مانند «تهران»، «ایران» و «فرانسه»
- نام کوهها و رودها مانند «البرز» و «نیل»
- نام روزها و ماهها مانند «شنبه» و «فروردین»
- نام سازمانها، آثار یا شخصیتهای شناختهشده مانند «دانشگاه تهران»، «حافظ» و «شاهنامه»
در مقابل، اسم عام به واژهای گفته میشود که به یک فرد یا چیز مشخص اشاره نمیکند، بلکه نام یک دسته یا گروه را بیان میکند. این نوع اسم میتواند برای هر یک از اعضای آن دسته به کار رود.
برای مثال، واژه «کتاب» یک اسم عام است، زیرا به یک کتاب مشخص اشاره ندارد و میتواند برای هر کتابی استفاده شود. نمونههای دیگری از اسم عام عبارتاند از: «دانشآموز»، «خانه»، «درخت» و «شهر».

اسم شناس و اسم ناشناس (معرفه و نکره)
اسم شناس یا معرفه نوعی از انواع اسم در فارسی هشتم محسوب میشود که برای گوینده و شنونده «مشخص» و «شناختهشده» است و به یک موجود یا مفهوم معین اشاره میکند. این شناسایی گاهی با کمک نشانههایی انجام میشود که مرجع اسم را مشخصتر میکنند. از جمله این نشانهها میتوان به اسم خاص، اسمهای اشاره مانند «این» و «آن»، ضمیرهای ملکی مانند «کتاب من»، و مضافالیه مشخصکننده مانند «خانه پدر» اشاره کرد. وجود این عناصر باعث میشود منظور گوینده دقیقتر مشخص شود و مخاطب بداند درباره کدام فرد یا چیز صحبت میشود.
برخی از نمونههای اسم شناس به شرح زیر است:
- این کتاب
- آن مرد
- خانه خاله
- کیف مهلا
- قرآن
- دانشگاه تهران
همچنین توجه داشته باشید که ضمیر در تعیین این نوع اسم نقش مهمی دارد.
در مقابل اسم ناشناس یا نکره به طور کلی و بدون اشاره به مصداق مشخصی به کار میرود و معمولا «نامعین» است. رایجترین نشانه نکره در فارسی «ی» پایانی است که بر ناشناخته بودن مصداق دلالت میکند.
برای نمونه، در جملههای زیر اسم بهصورت نکره به کار رفته است:
- «کتابی خواندم»
- «درختی دیدم»
- «دانشجویی آمد»
زیرا در این جملهها گوینده مشخص نمیکند منظورش دقیقا کدام کتاب، کدام درخت یا کدام دانشجو است و تنها به وجود یکی از آنها اشاره میکند.
البته گاهی اسم بدون نشانه «ی نکره» هم در جمله بهصورت نکره تشخیص داده میشود؛ مانند جمله «اینجا کتاب لازم داریم» که در آن منظور کتاب مشخصی نیست، بلکه به طور کلی به هر کتابی اشاره میشود.

اسم جامد و اسم مشتق
اسم مشتق واژهای است که از ترکیب «بن فعل» یا «ریشه اسم» به همراه پیشوند یا پسوند ساخته میشود و معنایی مرتبط با ریشه خود دارد. این اسمها نشاندهنده عمل، حالت و یا مفهومی هستند که از بن فعل یا ریشه اسم حاصل شده است. برای مثال، فعل «نوشتن» دارای بن مضارع، نویس است؛ حال با افزودن پسوندهایی مانند «ـنده» به آن، اسم مشتق «نویسنده» حاصل میشود.
در مقابل، اسم جامد از ریشه یا واژه دیگری ساخته نشده و خودِ آن به طور مستقل پدید آمده است. این نوع اسم، ساختار درونی اشتقاقی ندارد و هنگام تجزیه لغوی به جزء سادهتری نمیرسد. واژههایی مانند «درس»، «باغ»، «اسب»، «زمین» و «آب» نمونههای رایج اسم جامد هستند.
| بن فعل / ریشه اسم | وند | اسم مشتق |
| نویس (بن فعل نوشتن) | ـنده | نویسنده |
| پرواز (بن فعل پرواز کردن) | (خود بن به تنهایی اسم شده) | پرواز |
| آرام (صفت) | ـش | آرامش |
| دانست (بن فعل دانستن) | ـش | دانش |
| دید (بن فعل دیدن) | ـنی | دیدنی |

اسم ساده و اسم مرکب
اسم ساده هم مانند اسم جامد است، این اسم تنها از یک جزء آزاد ساخته شده و قابل تجزیه، تقسیم یا ترکیب نیست. در واقع تنها یک واحد واژگانی دارد و از پیوستگی دو یا چند جزء به وجود نیامده است. برخی مثالهای اسم ساده به شرح زیر است:
- نور
- کوه
- برف
- دل
در مقابل اسم ساده، اسم مرکب است که از پیوند دو یا چند جزء (اسم، صفت، فعل، قید و…) ساخته میشود و در نهایت یک واحد معنایی تازه تشکیل میدهد. این ترکیب میتواند به صورت زیر باشد:
- اسم + اسم («دانشگاه»، «دستخط»)
- صفت + اسم «خشکسالی»
- اسم + صفت «دلخوش»
- فعل همجنس مثبت + منفی «داروندار»
- تکرار فعل امر «بکشبکش»
- صفت شمارشی + اسم «سهراه»
- تکرار اسم صوت «بهبه»
- ترکیب با بن («نوشابه» از نوش + آب + ه)
نکته: به طور معمول اسم دارای وند، اسم مشتق است و نه اسم مرکب.
پیشنهاد مطالعه: صفت چیست؟

اسم جمع و اسم مفرد
اسم جمع، همانطور که از نامش مشخص است، بر بیش از یک فرد یا شیء دلالت میکند. در فارسی نشانههای جمع انواع مختلفی مانند «ها» (لیوانها)، «ان» (دانشجویان) و «ات» (مرکبات) دارند.
برخی اسمها هم جمع مکسر هستند و شکل آنها تغییر میکند. برای مثال به نمونههای زیر توجه کنید:
- کتب
- علما
- نساء
اسمهای جمع معنایی نیز وجود دارند که شکلشان مفرد است ولی معنای جمع دارند که برخی از آنها به شرح زیر است:
- گله
- گروه
- مردم
- دسته
- فامیل
- هفته
برخلاف اسم جمع، اسم مفرد تنها بر یک فرد، یک شیء یا یک مفهوم دلالت میکند و به معنای یک است. این اسمها بدون نشانههای جمع و به صورت پایهای خود به کار میروند. برای آشنایی با اسم مفرد به مثالهای زیر توجه نمایید:
- کتاب
- مدرسه
- گل
- خانه
- گربه
- دریا
نکته: هر گاه این واژهها با نشانههای جمع بیایند، از حالت مفرد خارج میشوند.

اسم ذات و معنی
اسم ذات به موجودیتهای مادی و قابل درک با حواس اشاره دارد. این اسمها قابل لمس یا مشاهده هستند و ماهیت بیرونی دارند. برای آشنایی با اسم ذات به نمونههای زیر توجه کنید:
- سنگ
- درخت
- اسب
- باران
- پر
- دست
نکته: اسم ذات یکی از پایهایترین دستههای اسم است و اغلب در دسته اسمهای جامد قرار میگیرد.
اسم معنی برخلاف اسم ذات، قابل لمس و مشاهده نیست. این نوع اسم در فارسی به مفاهیم، حالات، احساسات، صفات یا پدیدههای غیرملموس اشاره میکند و قابل درک با حواس ظاهری نیست. این اسمها اغلب انتزاعی و ذهنی هستند، شاید بتوان نشانههای آن را دید، اما خودش ذهنی است. برای نمونه اسم معنی به مثالهای زیر توجه نمایید:
- شادی
- خشم
- آرامش
- اندیشه
- زیبایی
- ترس
- عدالت

اسم مصدر
اسم مصدر نشانههای خود مصدر مانند «ن» آخر واژه را ندارد، اما ساختار، کاربرد و معنی آن مشابه مصدر است. اسم مصدر در دسته اسمهای معنی قرار میگیرد و معمولا از فعل ساخته میشود. این نوع اسم، انجام یک عمل یا حالت را بهصورت اسمی بیان میکند؛ مانند «پایش» و «سنجش» که از فعلهای «پاییدن» و «سنجیدن» ساخته شدهاند.
گاهی نیز با افزودن پسوند «ی» به برخی واژهها، اسمی ساخته میشود که معنایی نزدیک به مصدر دارد؛ مانند «توانایی» و «بینایی» که به ترتیب به مفهوم «توانستن» و «دیدن» اشاره میکنند.

پیشنهاد مطالعه: صفت چیست؟
اسم مصغر
اسم مصغر برای بیان کوچکی، حقارت، مهربانی یا گاهی تحقیر به کار میرود و با افزودن الگوهای خاص به ریشه واژه ساخته میشود. این نوع اسم در فارسی امروز چندان رایج نیست و کمتر واژه جدیدی با آن ساخته میشود، اما نمونههایی که از گذشته در زبان فارسی باقی ماندهاند یا در کاربرد تثبیت شدهاند به شرح زیر هستند:
- کتابچه
- دفترچه
- مردک
- درختچه
- پسرک
- سنگریزه
همانطور که مشخص است، در این واژهها معنای «کوچک بودن» یا «ریز بودن» وجود دارد.

اسم صوت
اسم صوت در میان انواع اسم فارسی برای بیان صداها، آواها، نالهها، فریادها یا تقلید صوتهای طبیعی به کار میرود. این واژهها نقش مهمی در ایجاد تصویر شنیداری در زبان دارند. نمونههای اسم صوت به شرح زیر است:
- هاپ هاپ
- شرشر
- تقتق
- قاروقور
- میو
- هیس
- بعبع
- زیپ
- تپ

اسم آلت
اسم وسیله یا ابزار انجام یک کار را نشان میدهد و گاهی از طریق افزودن پسوندهایی چون «ـه»، «ـافزار»، «ـبان»، «دان» «اسم + بن مضارع» یا «ـگر» ساخته میشود. این اسمها نقش مهمی در نامگذاری ابزارها دارند و نمونههای آن به شرح زیر است:
- چکش
- دستگاه
- تابه
- دستمال
- جارو
- نردبان
- نمکدان
- بیل و کلنگ

حالت و نقش اسم
اسمهایی که بالاتر توضیح دادیم، میتوانند نقشهای مختلفی در جمله و ادبیات داشته باشند که در ادامه آنها را بررسی میکنیم. نقش انواع اسم فارسی شامل موارد زیر است:
۱) نهاد: نهاد اسم یا گروه اسمی که جمله درباره آن است و معمولا پیش از فعل میآید. مثالهای نهاد به شرح زیر است:
- استاد وارد شد.
- کوههای شمال پوشیده از برف هستند.
۲) مفعول: مفعول، اسمی است که کار فعل بر آن انجام میشود و معمولا با «را» غالبا مشخص میشود. مثالهای مفعول به شرح زیر است:
- کتاب را خریدم.
- من سارا را دیدم.
۳) مسند: مسند خصلت یا خبری که درباره نهاد میآید و معمولا با «است» همراه میشود. مثالهای مسند به شرح زیر است:
- هوا گرم است.
- او معلم شد.
۴) مضافالیه: اسم در نقش مضاف و مضافالیه، وابستهای است که معنی اسم قبل خود را مشخصتر میسازد. برای آشنایی با مفهوم مضافالیه به مثالهای زیر توجه کنید:
- دفتر ریاضی
- خانه دوستم
۵) بدل: اسمی است که توضیح بیشتری درباره اسم پیش از خود ارائه میدهد. برای آشنایی با بدل به مثالهای زیر توجه کنید:
- رودخانه کارون، طویلترین رود ایران
- فردوسی، شاعر نامدار ایران
۶) صفت اسمی (وابسته پیشین): به کار رفتن اسم در نقش صفت از دیگر کاربردهای اسم در ترکیبهای مختلف است. برای آشنایی با صفت اسمی به مثالهای زیر توجه کنید:
- کفش ورزشی
- کلاس علوم
۷) قید اسمی: اسمهایی که نقش قید میگیرند و شرایط فعل را توضیح میدهند در این دسته قرار میگیرند. نمونههایی از قید اسمی به شرح زیر است:
- صبح زود رسید.
- شب هنگام آمد.
۸) متمم: اگر اسم همراه با حرف اضافه به کار رود نقش متمم به خود میگیرد. برای آشنایی با متمم به نمونههای زیر توجه کنید:
- به مدرسه رفتم.
- مینا از اردو بازگشت.
| نقش | توضیح | مثال |
| نهاد | انجامدهنده کار یا موضوع جمله | کودک خندید. |
| مفعول | کار بر روی آن انجام میشود | کتاب را برداشتم. |
| مسند | خبر درباره نهاد | هوا سرد است. |
| مضافالیه | مشخصکنند اسم پیش از خود | خانه معلم |
| بدل | توضیحدهنده اسم پیش از خود | رستم، قهرمان شاهنامه |
| صفت اسمی | اسم در نقش وابسته | مسیر کوهی |
| قید اسمی | اسم در نقش قید | امروز به مدرسه میرویم. |
تشخیص اسم در جمله
برای اینکه بتوانید انواع اسم فارسی را در جملات مختلف پیدا کنید، میتوانید موارد زیر را در خصوص کلمهای که مشابه اسم است، امتحان کنید. هر کلمهای که هر یک از نشانههای زیر را بپذیرد، اسم است:
- توانایی گرفتن «ی» نکره ← کتابی، خانهای
- توانایی گرفتن نشانه جمع ← کتابها، دانشجویان
- اضافهپذیری ← کتاب خوب، خانه من
- امکان همراهی با صفت ← کتاب زیبا، درس سخت
- امکان نقشپذیری در جمله (نهاد، مفعول، مسند…)

سخن پایانی
در مجموع، آنچه درباره انواع اسم در فارسی گفتیم، نشان میدهد که «اسم» شبکهای گسترده از مفاهیم، نقشها و ساختها را پوشش میدهد. اسمها میتوانند ماهیتهای کاملا متفاوتی داشته باشند: گاهی مادی و قابل لمس هستند، گاهی انتزاعی و ذهنی، گاهی ابزار را میسازند، گاهی صدایی را بازآفرینی میکنند و گاهی هویتها را دقیق یا مبهم نشان میدهند. از سوی دیگر، اسمها از مهمترین اجزای جمله در زبان فارسی هستند و بسیاری از نقشهای دستوری جمله بر عهده آنهاست. نقشهایی مانند نهاد، مفعول، مسند، بدل، منادا و مضافالیه اغلب با اسم یا گروه اسمی بیان میشوند. در نتیجه، آشنایی با دستهبندیهای اسمی و توانایی تشخیص آنها یکی از مهمترین پایههای تسلط بر دستور زبان فارسی است.
سؤالات متداول
- اسم چیست در فارسی پنجم؟
به کلماتی گفته میشود که نام موجودات (انسان، حیوان، گیاه)، اشیاء، مفاهیم، مکانها، زمانها و … هستند. - آیا صفت جایگزین اسم میشود؟
بله، گاهی اسم در جمله میتواند در جایگاه صفت باشد، مثلا در جمله مهربانان به نیازمندان کمک میکنند صفت جایگزین اسم شده است. - منظور از اسم مشتق چیست؟
اسمِ مشتق اسمی است که با افزودن پیشوند یا پسوند به یک اسم یا بن فعل ساخته میشود و معنایی تازه پیدا میکند. برای مثال «باغبان» از واژهٔ «باغ» ساخته شده است. - بهترین شکل جمع بستن انواع اسم چیست؟
برای بیشتر اسمها، افزودن «ها» یا «ان» رایجترین و پذیرفتهشدهترین روش جمع بستن است. - آیا قواعد جمع بستن اسم یکسان مانده است؟
خیر، قواعد جمع بستن در طول زمان دستخوش تغییراتی شده و ممکن است برای برخی اسمها، شکلهای قدیمیتر یا کمتر رایج نیز وجود داشته باشد. - تعریف اسم و فعل و حرف فارسی چیست؟
اسم واژهای است که برای نامیدن انسان، حیوان، اشیا، مکان، زمان، پدیدهها یا مفاهیم به کار میرود؛ مانند «سمنان». فعل انجام یک کار یا وقوع حالتی را همراه با زمان و شخص نشان میدهد؛ مانند «مینویسم»، «بارید» و «بود». در مقابل، حرف بهتنهایی معنای مستقلی ندارد و برای پیوند دادن کلمات در جمله به کار میرود؛ مانند «از»، «به»، «که» و «یا».