همه ما گاهی غرق میشویم: من غرق نوشتن، مادر غرق آشپزی، پدر غرق تعمیر وسیله ازکارافتاده خانه و
وقتی کودک برای اولین بار راه رفتن را یاد میگیرد، بارها زمین میخورد اما هر بار دوباره تلاش
فرض کنید در جایگاه مدیریت یک مجموعه فعالیت میکنید؛ اگر ناگهان تنزل رتبه بگیرید و تبدیل به کارمندی
«متاسفم! تموم کرده! اگه یه دیقه زودتر میرسید…» وقتی پای سلامتی در میان است، اهمیت وقتشناسی دوچندان میشود.
استاد شفیعی کدکنی در حال تدریس ادبیات روسی به دانشجویان بود و همه (چه روی زمین یا نیمکت)
ما برای تعاملات اجتماعی به داد و ستد با دیگران نیازمندیم. برقراری تعادل بین دادن و گرفتن یکی
بازی قدرت در تمام طول تاریخ و در زمینههای مختلف قابل مشاهده است. یکی از نمودهای این بازی،
ورود به هر محیط و دنیای جدید با اضطرابها و استرسهای زیدی همراه است. کودکان بعد از والدین،
مغز کودکان مانند ظرفی است که گنجایش محدودی برای پردازش اطلاعات دارد و محتوای خشن، بهراحتی میتواند امنیت
احساسات کودکان از اعماق وجودشان سرچشمه میگیرد؛ با خندهشان ته دلمان غشوضعف میرود و با گریهشان تنوبدنمان به
«عه، باور کن یادم رفت! میدونی چی شد؟ سر راه که داشتم میومدم، یه هو علی رو دیدم
مسئله این نیست که کودک چگونه گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و در ته دریای مشکلات
توضیحات
دکمه «ثبتنام» در این مقاله صرفاً جهت پیشثبتنام در مدارس سلام است و ارتباطی با سامانه مایمدیو، ثبتنام کتاب و سایر سامانهها ندارد.