فهرست مطالب
Toggleضمیر شخصی کلمهای است که جای اسم یا گروه اسمی مینشیند و به اشخاص مثل من، تو، او، ما، شما، آنها اشاره دارد. همین چند واژه ساده یکی از پرتکرارترین مباحث دستور زبان در کتاب فارسی هفتم و هشتم هستند. ضمیر شخصی دو دسته دارد که منفصل (جدا) مانند من و تو است که مستقل بهکار میروند و متصل (پیوسته) مانند ـَم و ـَت که به آخر کلمه میچسبند.

کاربرد ضمیر شخصی چیست؟
زبان فارسی رویهم شش صیغه ضمیر دارد که شامل سه مفرد و سه جمع است. کار اصلی این ضمیرها هم یک چیز است و آن هم این است که نگذارند یک اسم بیخود ده بار در متن تکرار شود. جدول زیر کل ماجرا ضمیر شخصی را در یک نگاه نشان میدهد. اگر فقط دنبال جواب سریع برای امتحان هستید و زمان ندارید همین یک جدول کارتان را راه میاندازد:
| شخص و شمار | ضمیر جدا (منفصل) | ضمیر پیوسته (متصل) | مثال |
| اولشخص مفرد | من | ـَم | کتابم |
| دومشخص مفرد | تو | ـَت | کتابت |
| سومشخص مفرد | او / وی | ـَش | کتابش |
| اولشخص جمع | ما | مان | کتابمان |
| دومشخص جمع | شما | تان | کتابتان |
| سومشخص جمع | آنها / آنان / ایشان | شان | کتابشان |
اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیههای مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر میشود!
ضمیر شخصی فارسی دقیقا به چه دردی میخورد؟
فرض کنید بخواهید این جمله را بنویسید: مریم کیف مریم را برداشت و مریم رفت. زشت و غیر قابل فهم است نه؟ مغز هر فارسیزبانی از این تکرار بدش میآید. اینجا است که ضمیر وارد میشود و این مثال را اینگونه میکند مریم کیفش را برداشت و رفت. همان ـش و حذف فاعل دوم جمله را تمیز کرد.
به اسمی که ضمیر جای آن مینشیند مرجع ضمیر میگویند. در مثال بالا مریم مرجع ضمیر ـش است. این نکته را دستکم نگیرید؛ نیمی از سؤالات امتحانی دقیقا سراغ پیدا کردن مرجع ضمیر میروند.
گاهی مرجع، بعد از ضمیر و بهصورت بدل میآید. جملهی شما، خانم رضایی، باید زودتر میآمدید را ببینید. خانم رضایی همان مرجع شما است که پشتبندش آمده. این الزامی نیست ولی در نوشتار رسمی زیاد دیده میشود.
یک مورد کلی هم هست که ضمیر معمولا از نظر شخص و شمار با مرجعش هماهنگ است.
ضمیر شخصی منفصل یا جدا
ضمیر منفصل تکواژ آزاد است یعنی به چیزی نمیچسبد و خودش تنها میایستد. شش ضمیر جدای فارسی همانهایی هستند که بالا بیان کردم که شامل من، تو، او، ما، شما، آنها (و خویشاوندانش: وی، آنان، ایشان) است.
- من میخندم.
- ما رفتیم.
- تو میخندی.
- شما دیدید.
- او میخندد.
- ایشان آمدند.
چند نکته ریز که سر امتحان برای شما نمره میآورد این موارد است:
- ضمیر وی مخصوص نوشتار ادبی و رسمی است. کسی در پیامک به دوستش نمینویسد وی دیر کرد.
- آن، آنها، آنان مرز باریکی با ضمیر اشاره دارند. اگر مرجع داشته باشند و هیچ حس اشارهکردن با دست در کار نباشد، ضمیر شخصیاند. در جملهی گرگی را دیدند و دنبال آن دویدند، آن جانشین گرگ شده، پس شخصی است.
- ضمیر آن برای انسان بهکار نمیرود ولی آنها هم برای انسان و هم غیرانسان میآید.
- اگر من یا تو پیش از نشانهی مفعولی را بیاید، تغییر شکل میدهند: من + را ← مرا، تو + را ← ترا.
ضمیر شخصی پیوسته چیست؟
اینجا همان نقطهای است که اکثر دانشآموزان هفتم گیر میکنند. ضمیر پیوسته تکواژ وابسته است؛ یعنی معنا و کارکرد مستقلی ندارد و باید به ته یک کلمه بچسبد تا نقش درستی داشته باشد. شش صورتش این موارد است:
- ـَم
- ـَت
- ـَش
- مان
- تان
- شان
کتابم را تکه کنید: کتاب + ـَم. آن ـَم بهتنهایی هیچ است ولی چسبیده به کتاب معنای کتابِ من میدهد.
در خیلی از کتابهای دستور زبان ضمیر پیوسته را سهدسته میکنند یعنی فاعلی، مفعولی، اضافی ولی بحث جنجالی همین فاعلی است.
آیا ـَم در رفتم ضمیر است؟
ضمیر پیوستهی فاعلی همان چیزی است که با اسم شناسه میشناسیمش؛ آن شش حرفِ آخر فعل (م، ی، ـ، یم، ید، ند) که شخص و شمار فعل را نشان میدهند. در رفتم، آن م شناسه است.
اینجا دستورنویسان دو دسته شدهاند و کتاب درسی شما دقیقا وسط این دعوا تالیف شده است:
- بعضی شناسه را نوعی ضمیر پیوستهی فاعلی میدانند.
- بعضی دیگر (از جمله روال غالب در آموزش متوسطهی امروز) شناسه را جزئی از خود فعل میگیرند و اصلا جزو ضمیرها حساب نمیکنند.
پس اگر معلم شما گفت شناسه ضمیر نیست با کتاب کلاسش هماهنگ است و اگر کتاب کمکآموزشیتان آن را ضمیر فاعلی نامید آن هم اشتباه نکرده است. اگر بخواهم صادقانه بگویم این یکی از آن جاهایی است که جواب درست مطلق ندارد و بسته به مرجع تدریس فرق میکند. سر امتحان ملاک را حرف معلم خودتان بگذارید.
برای همین در ادامهی این آموزش فقط روی دو نوعی تمرکز میکنم که همه روی ضمیر بودنشان توافق دارند یعنی مفعولی و اضافی.
تفاوت ضمیر پیوسته مفعولی و اضافی
این دو در ظاهر مو نمیزنند. هر دو ـَم، ـَت، ـَش… هستند. تفاوتشان فقط در یک چیز است که کجا چسبیدهاند و چه نقشی گرفتهاند.
| ویژگی | ضمیر پیوسته مفعولی | ضمیر پیوسته اضافی |
| به آخر چه میچسبد؟ | فعل | اسم یا صفت جانشین اسم |
| نقشش چیست؟ | جای مفعول نشسته | مضافالیه است |
| سؤال تشخیص | چه کسی را؟ / چه چیزی را؟ | مال چه کسی؟ |
| مثال | دیدمش (او را دیدم) | کتابش (کتاب او) |
سه مثال که فرق را جا بیندازد:
- شنیدَم ← ـَم شناسه/فاعلی است (چسبیده به فعل، فاعل را نشان میدهد)
- شنیدمَش ← ـَش مفعولی است (او را شنیدم)
- مسیرَش ← ـَش اضافی است (مسیر او)
یک ترفند که اینجا خیلی کمککننده است این است که ببینید اول ضمیر به فعل چسبیده یا به اسم؛ اگر به اسم چسبیده تقریبا همیشه اضافی است. اگر به فعل چسبیده از خودت بپرس چه کسی را؟ اگر جوابش همان ضمیر بود مفعولی است.
محل قرار گرفتن ضمیر پیوسته
این ضمیر بسته به نوع فعل جای متفاوتی میگیرد:

- آخر فعل سادهی گذرا: میبردیمش
- وسط دو جزء فعل مرکب: پرداختش کردم
- آخر پیشوند فعل پیشوندی: برش داشتم (آن را برداشت)
- وسط فعل ناگذر یکشخصه: سردم شد، خوشم آمد
این نکته را در نظر بگیرید که در شعر، شاعر برای حفظ وزن و قافیه این ترتیب را بههم میزند. به این جابهجایی جهش ضمیر میگویند که پایینتر سراغش میرویم.
نقش دستوری ضمیر شخصی
چون ضمیر جای اسم مینشیند تقریبا هر نقشی که اسم میگیرد را هم میتواند بپذیرد. جدول زیر مهمترین نقشها را با مثال برای شما بیان میکند:
| نقش دستوری | مثال |
| نهادی | او به مهمانی آمد. |
| مسندی | شاگرد اول کلاس من بودم. |
| مفعولی | معلم شما را صدا زد. گفتمش بیا. |
| متممی | همه از شما حساب میبرند. ازش پرسیدم. |
| اضافی (مضافالیهی) | داستانت را خواندم. |
| تمییزی | او را اسوهی شجاعت میدانستم. |
| ندایی | آهای تو، کجا میروی؟ |
| بدلی | شریک شما، ایشان، نیامدند. |
| معطوف | سیما و تو باید بمانید. |
این را یادتان باشد که ضمیرهای پیوسته معمولا نقشهای نهادی، مسندی، ندایی و بدلی را نمیگیرند. اینها بیشتر کار ضمیر جدا است.
جهش و حذف ضمیر شخصی
دو اتفاق رایج که سؤالهای سختتر امتحانی از دلشان درمیآید اینجا است.
جهش ضمیر یعنی ضمیر از جای اصلیاش بپرد جای دیگر، که این مورد بیشتر در شعر و برای وزن اتفاق میافتد. این بیت حافظ را ببینید:
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
ـَت در اصل مضافالیه دامن است (دامنت) ولی حافظ آن را ته فعل برده است. ترفند تشخیص آن این است که اول جمله را به نثر مرتب کنید یعنی: دست ز دامنت بدارم. تا مرتبش نکنی نوع ضمیر گولت میزند.
حذف ضمیر هم خاصیت زبان فارسی است. فارسی یک زبان ضمیرانداز است؛ یعنی میتوانی فاعل را بیندازی و جمله همچنان درست بماند:
شما به کتابخانه رفتید؟ ← به کتابخانه رفتید؟
شناسهی فعل (ـید) خودش پتهی فاعل را روی آب میریزد، پس نیازی به شما نیست! این حذف بیشتر سراغ من و تو میرود.
اشتباههای رایجی که در برگههای امتحانی دیده میشود
بیشترین اشتباهاتی که در تصحیح برگههای امتحانی در خصوص این مطلب دیده میشود را در ادامه بیان کردهایم که اگر همین چند خطا را جدی بگیرید بیشترین نمره را از این قسمت درسی میگیرید:
- ش تأکیدی را ضمیر حساب کردن: مامان گفتش زود بیا، آن ش ضمیر نیست؛ نوعی ش تأکیدی عامیانه است و مرجع ندارد. اگر دنبال مرجعش بگردید چیزی پیدا نمیکنید چون اصلا ندارد.
- قاطیکردن ـَش مفعولی و اضافی: بچهها تا ـَش میبینند مینویسند اضافی. سؤال چه کسی را؟ را یادشان میرود بپرسند.
- شناسه را ضمیر شمردن، آن هم در کتابی که شناسه را ضمیر نمیداند: برگرد به همان بحث جنجالی بالا و ببین معلم شما چه میگوید.
- فکر کردن ضمیر شخصی فقط برای آدم است: نه اینگونه نیست و در ادامه و در سؤالات متداول توضیحش را آوردهایم.
چند نکتهی مهم در خصوص ضمیر شخصی
- ما و شما خودشان جمعاند، پس با ها و ان دوباره جمع بسته نمیشوند. مگر معنای امثال بدهند: ماها، شماها.
- اگر ـَم، ـَت، ـَش به کلمهی مختوم به ا/و بچسبند یک ی میانجی وسط میآید: شانههایم، ابرویش ولی در محاوره این ی میافتد: جام، جاش، آبروت.
- اگر آخر کلمه های بیان حرکت باشد یک ا اضافه میشود: جامهام، جامهات، جامهاش.
- برای احترام، جای تو/ـَت از شما/تان و جای او/ـَش از ایشان/شان استفاده میکنیم: با ایشان صحبت کردم و از تجربیاتشان بهره بردم.
- ضمیر من و تو گاهی صفت میگیرند و موصوف میشوند: منِ سرگشته، تویِ دنیادیده.
تمرین ضمیر شخصی
دستور را که بفهمی فقط تمرین جایش را محکم میکند. پیشنهادم این است که یک بیت از سعدی یا حافظ بردارید و همهی ضمیرهایش را پیدا کنید، بعد نوعشان را مشخص کنید. اگر گیر کردید جمله را به نثر ساده مرتب کنید؛ نوع ضمیر خودش لو میرود.
بعد از این مبحث طبیعی است سراغ انواع دیگر ضمیر یعنی اشاره، پرسشی، مبهم، مشترک و تعجبی بروید. ضمیر شخصی فقط یکی از این ششتا است و تشخیص تفاوتش با ضمیر اشاره سؤال محبوب طراحها است.
سؤالات متداول
ضمیر شخصی کلمهای است که جای اسم اشخاص مینشیند و دو نوع جدا (منفصل) مثل من، تو، او و پیوسته (متصل) مثل ـَم، ـَت، ـَش دارد و رویهم شش صیغه دارد.
ضمیر جدا مستقل میایستد و خودش معنا دارد (من رفتم). ضمیر پیوسته به آخر کلمه میچسبد و تنها معنا ندارد (کتابم). همین چسبیدن یا نچسبیدن ملاک اصلی تشخیص است.
بستگی به مرجع دارد. بعضی دستورها شناسه را ضمیر پیوستهی فاعلی و بعضی جز فعل میدانند. در آموزش امروز متوسطه، بیشتر شناسه را جزو ضمیرها نمیآورند. ملاک امتحانتان حرف معلم خودتان است.
خیر گاهی برای احترام، ضمیر جمع جای مرجع مفرد مینشیند مثل: استاد آمدند. ایشان شروع به تدریس کردند. استاد مفرد است ولی با ضمیر جمع ایشان به آن اشاره شده است.
نه معمولا برای اشخاص است ولی گاهی برای حیوان یا شی هم میآید بهخصوص وقتی آرایهی تشخیص (جانبخشی) در کار باشد باد آمد و در را با خود برد؛ انگار عجله داشت.