جدول معنی کلمات مهم فارسی پایه سوم دبستان

کلمات مهم فارسی پایه سوم دبستان

دنیای داستان‌ها و شعرهای کلاس سوم، پر از واژه‌های جدیدی است که گاهی ممکن است معنی آن‌ها برای دانش‌آموزان سوم دبستان کمی مبهم به نظر برسد. به همین دلیل آشنایی با معنی کلمات فارسی سوم دبستان به دانش‌آموزان کمک می‌کند متن‌های کتاب را بهتر درک کنند. ما در این مطلب تمام کلمات کلیدی و مهم هر درس را به صورت طبقه‌بندی شده آماده کرده‌ایم تا دانش‌آموزان در میان صفحات کتاب برای پیدا کردن معنای واژگان جدید سردرگم نشوند.

هدف ما از این مقاله از مدارس سلام، فقط ارائه معنی کلمات نیست؛ بلکه می‌خواهیم دانش‌آموز با کمک این جدول کامل، اعتمادبه‌نفس و اشتیاق بیشتری برای خواندن متن‌های جدید در کلاس درس پیدا کند.

واژه‌های مهم فارسی سوم دبستان

در این بخش، معنی برخی از واژه‌های مهم و پرتکرار کتاب فارسی سوم دبستان را آورده‌ایم تا دانش‌آموزان بتوانند متن درس‌ها را بهتر بفهمند و واژه‌های جدید را راحت‌تر یاد بگیرند.

  • آزموده: آزمایش‌شده، امتحان‌کرده
  • احسان: نیکوکاری، خوبی، بخشش
  • اعتدال: میانه‌روی
  • الفت: دوستی، اُنس
  • انس: رفاقت، اُلفت
  • بَحر: دریا
  • بقا: همیشگی بودن، جاودانگی

اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیه‌های مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر می‌شود!

جدول معنی کلمات فارسی سوم دبستان

در جدول زیر، مجموعه‌ای از معنی کلمات فارسی سوم دبستان درس اول، معنی کلمات فارسی سوم دبستان درس دهم و معنی کلمات فارسی سوم دبستان درس دوازدهم برای کمک به آشنایی کامل دانش‌آموزان با کلمات فارسی پایه سوم آورده شده است:

واژهمعنی
آبتنیشست‌وشوی بدن در آب، شنا کردن
آثارجمع اثر، نشانه‌ها، علامت‌ها
آراسته‌اندآرایش کرده‌، زیبا و مرتب
آرامشآرام بودن، آسودگی
آرامگاهقبر، مزار، محل آرامش
آسایشراحتی
آسیبصدمه، زیان
آشغالزباله
آغازشروع
آغوشبغل، میان دو دست
آفرینشآفریدن، خلقت
آلودگیکثیفی
آلودگی صوتیهر صدای بدی که انسان را آزار می‌دهد.
ابریشم تار نازک محکم و سفیدی که کرم ابریشم به دور خود می‌تند و برای تهیه‌ی پارچه استفاده می‌شود.
احادیثجمع حدیث، سخنان پیامبران و امامان
احساننیکوکاری، نیکی کردن
احوالپرسیحال و احوال کسی را پرسیدن
ارزندانه‌ی ریز و خوراکی، غذای بعضی پرندگان
استوارمحکم، سخت، پایدار
اشتیاقشوق، علاقه
اشغالجایی را به زور گرفتن
اضافه کردنافزودن، زیاد کردن
اطرافدور و بر
افتخارسربلندی
افتخارآفرینکاری که باعث سربلندی می‌شود.
اُفقکنار آسمان، اطراف آسمان
اکسیژنگازی در هوا که برای زنده ماندن موجودات زنده لازم است.
اُمَراجمع امیر، امیران، فرمانروایان
انتظارشکیبایی، صبر
اندر آندر آن
اهمیتبا ارزش و مهم بودن
باببخش، گونه، قسمت
باشتاببا عجله
باستانیکهن، بسیار قدیمی
باعثدلیل، سبب
بحثگفتگو
بخششلطف
بدرقه کردنکسی را همراهی کردن برای خداحافظی
برازندهمناسب، شایسته
بَراقدرخشان
بَرزیگرکشاورز
برگزار شدنبرپا شدن، انجام شدن
بزرگ همت‌ترباگذشت‌تر و بخشنده‌تر
بُلورنوعی شیشه شفاف که برای ساخت ظرف به‌کار می‌رود.
به بار آمدنمیوه دادن، نتیجه دادن
به حاجتیبرای کاری
بهتانتهمت، به دروغ چیزی را به کسی نسبت دادن
بی‌ادعاکسی که ادعایی ندارد.
بی‌انتهاپهنار و بزرگ، بی‌پایان
بی‌خیالخونسرد، بیش از حد آرام
بیشهجنگل
پاکزاداز نژاد و نسل پاک
پایکوبیشادی کردن
پَروردپرورش داد
پژمردهخشک، بی‌طراوت
پُشتهتپه، توده
پونه وحشینوعی گیاه، سبزی خوشبو مثل نعناع
پهناورگسترده، وسیع
پیشرویبه جلو رفتن، به پیش رفتن
پیوستهپی در پی، به دنبال هم
تاقچهبرآمدگی یا فرورفتگی در دیوار اتاق برای گذاشتن چیزها روی آن
تانکخودروی بزرگ و سنگین جنگی که مسلسل و توپ دارد و به کمک زنجیرهایی در زیر آن قادر به حرکت در مکان‌های مختلف است.
تربتخاک، خاک مزار
تَرقّهنوعی بمب دستی کوچک
تُشکچهتشک کوچک
تعبیرکنندهکسی که چیزی را شرح و توضیح می‌دهد، تفسیر کننده، گزارش کننده
تُنگپارچ سفالی یا شیشه‌ای که در آن آب یا نوشیدنی‌های دیگر می‌ریزند.
توفیقموفقیت
ثبت‌نامنوشتن اسم، نام‌نویسی
جاودانههمیشه و جاوید، چیزی که تا ابد بماند
جبرئیلفرشته وحی
جلب نظر کردننگاه کسی را به سوی خود کشاندن، جلب توجه کردن
جلوگیریپیشگیری
جنب‌وجوشتلاش، جنبش
جنگ تحمیلیجنگی است که در آن حکومت صدام از کشور عراق به مدت هشت سال، میهن عزیزمان ایران را مورد حمله قرار داد ولی در پایان بر اثر ایستادگی مردم دلیر سرزمین ما ناگزیر به عقب‌نشینی و شکست شد.
این جنگ از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ ادامه داشت.
جوانمردیبخشش، مردانگی
جوزگردو
جویگذرگاه باریکی که آب از آن می‌گذرد.
جویبارجوی بزرگی که از جوی‌های کوچک تشکیل شده باشد.
جهیدنپریدن
چشمهجایی که آب از زیر زمین بیرون می‌آید.
چوب دستیعصا، چوبی که در دست می‌گیرند.
چشم‌نواززیبا، قشنگ
حاتم طاییشخصی که به بخشندگی شهرت داشت.
حاجتنیاز، احتیاج
حاشیهکناره، گوشه
حاصلنتیجه، سود
حاضرآماده، آنکه غایب نیست.
حالیااکنون، حال، اینک
حتمیقطعی
حرفه‌ایکسی که در کاری مهارت دارد، انجام کار در حد خیلی خوب و دقیق، عالی
حریصطمعکار
حفظنگهبانی، نگهداری
حکایتسخن کوتاهی که پند و اندرزی را بیان می‌کند.
حکیمانسان دانا و خردمند
حلوانوعی خوراکی که به وسیله آرد و روغن و شکر تهیه می‌شود.
حمدستایش، شکرگزاری، ستودن
حوضجایی برای نگهداری آب
حیرتشگفتی، تعجب
خارکنکسی که کارش کندن خار است.
خاصویژه، مخصوص
خصوصیویژه، شخصی
خلقآفرینش، مردم
خلیجپیش رفتگی نسبتا وسیع آب در خشکی
خلیفهجانشین، نماینده، حاکم
خنده‌روشاد، کسی که خنده بر لب دارد.
خوابگزارکسی که خواب دیگران را توضیح می‌دهد.
خودروماشین
خوش و بش کردناحوالپرسی کردن
خویشانجمع خویش، نزدیکان، وابستگان، اقوام
خیره شدنبا دقت به چیزی نگاه کردن
دامنه کوهبخش شیب‌دار پایین کوه
درست‌پیمانوفادار، درستکار، کسی که به عهد و پیمان پایبند است.
دروبرداشت، کشت، چیدن گیاهانی مثل گندم و برنج
دفاعنگهداری و محافظت، تلاش برای حفظ خود در برابر دشمن
دل انگیزخوب و زیبا
دلاورانهشجاعانه
دلپذیرپسندیده و دلخواه
دل‌گشاجایی بزرگ که چشم‌اندازی زیبا دارد، خوش منظره و با صفا
دلنشینخوشایند و پسندیده
کلمهمعنی
دلیرانهشجاعانه
دهروستا
دهانهلبه، ورودی هر چیز یا هر جا
دهقانکشاورز
رحمتمهربانی
رزمندهجنگجو، مبارز
روانرونده، جاری
روزنامه دیوارینوشته‌ای از مطالب گوناگون که معمولا دانش‌آموزان در مدرسه تهیه و روی دیوار آویزان می‌کنند.
رونقرواج
ریزشفرو ریختن
زادگاهمحل تولد
زرخیزدارای خاک حاصلخیز و معدن‌های با ارزش
زعفرانگیاهی خوشبو که ارزش غذایی و دارویی دارد.
زالروشن و صاف
زمزمهصدای حرف زدن آهسته، پچ‌پچ
زوزهصدای بعضی از حیوانات
زیارتدیدار کردن از آرامگاه‌های امامان و بزرگان دین و مکان‌های مقدس.
زیان‌آورچیزی که زیان می‌رساند، آنچه موجب آسیب شود.
ساخت‌وسازساختن، درست کردن
سخاوتمندبخشنده
سختگیریشدت، سخت گرفتن بر دیگران
سربلندیاحساس افتخار داشتن
سرحالبا نشاط، شاد
سعادت‌مندخوشبخت
سفالیظرف یا اشیای گلی، چیزی که از گل ساخته شده
سکوتخاموشی، بی‌صدایی
سِماطسفره
سنجاقکحشره‌ای زیبا و تندپرواز با دو جفت بال بلند و نازک  چشم‌های بزرگ و شاخک‌های بلند.
سیلجریان شدید و ناگهانی آب که معمولا بر اثر بارش زیاد باران جاری می‌گردد.
شبیهمانند، مثل
شریفبزرگوار، دارای ارزش و اعتبار
شگفت‌انگیزعجیب
شگفتیتعجب
صبرشکیبایی، بردباری
صفاصمیمیت، پاکی
صمیمیهمدل و مهربان
کلمهمعنی
صنعتفن و حرفه
صنوبرنام درختی زیبا، نامی برای دختران
ضعیفبی‌حال و ناتوان
طبیعتبخشی از جهان هستی
طراوتشادابی، تازگی
طمعحرص، زیاده‌خواهی
عادتآنچه بر اثر تکرار، رفتار همیشگی انسان می‌شود.
عاقبتسرانجام، پایان چیزی
عبور کردنگذشتن، گذر کردن
عطربوی خوش، ماده خوشبو
عظمتبزرگی
عظیمبزرگ
عنکبوتنوعی حشره که تار می‌تند.
 غایبپنهان از چشم، آنکه در جایی حضور ندارد.
غرّشصدای بلند و ترسناک
غرق شدنفرو رفتن و خفه شدن در آب، غوطه ور شدن در آب یا هر چیز دیگر.
غروبپایان روز و هنگام قرار گرفتن خورشید در افق مغرب
غصّهغم و اندوه
غمناکغمگین، دچار غم
غوطهفرو رفتن در آب
فانوسنوعی چراغ نفت‌سوز
فداکارکسی که جان خود را فدا می‌کند، از خود گذشته.
فراهم نهادهآماده کرده
فرمانروا حاکم، آنکه بر سرزمینی حکومت کند.
فروغپرتو، نور
فریبابسیار زیبا
فشفشهنوعی اسباب‌بازی که در آن باروت می‌ریزند و هنگام سوختن به هوا می‌رود و نورافشانی می‌کند.
فضاییمربوط به فضا
فیروزه ای آبی متمایل به سبز، به رنگ فیروزه
قامتقد
قرض گرفتنپول یا چیزی را از کسی گرفتن و بعد از مدتی پس دادن
قل خوردنغلتیدن، چرخیدن دور خود روی زمین
قلّهنوک کوه یا تپه
قنادیشیرینی‌فروشی
کاموانوعی نخ که با آن لباس‌های زمستانی می‌بافند.
کبودرنگ آبی تیره
 کردگارخداوند، آفریدگار
کرگدنجانوری خیلی بزرگ با پوست کلفت و با یک یا دو شاخ روی پوزه
کسببه دست آوردن
کم‌شنواییضعف در شنیدن
کمین کردنپنهان شدن در جایی برای حمله ناگهانی
کنجکاویعلاقه‌مندی به دانستن چیزی
کینهدشمنی کسی را در دل داشتن
 کیهانجهان، دنیا
گردآمدنجمع شدن
گردش علمیگردش دسته‌جمعی دانش‌آموزان
گریزان بودن بیزار بودن، فرار کردن از کسی یا چیزی
گریستگریه کرد
گزارششرح و بیان کارهای انجام گرفته
گُستردپهن کرد
گسترده بزرگ، وسیع
گودالجایی فرو رفته در زمین، چاله
گوش‌خراشصدای بسیار شدید و آزاردهنده
گویا آشکار، رسا، روشن
لذتحالت خوشایند و خوب
لطافتنرمی
لطیفنرم و خوشایند
لغزندهلیز
 لغزیدسرخورد
مأمورآنکه به فرمان کسی برای انجام کاری انتخاب می‌شود.
ماهرانهبا مهارت، استادانه
مجازاتتنبیه
 مراقبت نگهداری
محلقسمتی از یک شهر یا روستا
محیطمکان اطراف شخص یا چیز
مخفیپنهان
 مواظبنگهبان
مربّیکسی که چیزی را یاد می‌دهد.
مرزنشینانکسانی که در مناطق مرزی کشور زندگی می‌کنند.
مژدهخبر خوب
مسدودبسته شده
مشورتنظر دیگران را خواستن
مطالبموضوع‌ها، نوشته‌ها
معمولابیشتر وقت‌ها
مِلکآب و خاک،  کشور
ملّیمربوط به همه مردم یک کشور
منتظرچشم به راه
منظممرتب و با نظم
مواد سمیموادی که به بدن ضرر می‌رسانند.
مورمورچه
موضوعآنچه درباره‌ی آن گفت‌وگو می‌شود.
مهارتتوانایی انجام کاری به نحو شایسته
میازارآزار نده
می‌ربایندمی‌دزدند
ناراضیناخشنود
نارنجکنوعی بمب دستی
ناودانلوله‌ای که آب پشت‌بام از داخل آن پایین می‌آید.
نخستابتدا، آغاز
نرم نرمک  آهسته، آرام آرام
نشاط شادابی، شادی
نظافت   تمیزی، پاکیزگی
نغمهسرود، صدای خوش
نگراندلواپس
نگریستنگاه کرد
نماینده کسی که از طرف کسی یا گروهی  کاری انجام می‌دهد.
نورافشانیچراغانی کردن، پر نور کردن فضا و محیط
نهالشاخه و بوته‌ی کوچکی که تازه کاشته شده باشد.
نهراسیمنترسیم
 محتاجفقیر
نیاکان پدران، گذشتگان
نیایش  پرستش خداوند، دعا
وارونهبرعکس
واضحروشن، آشکار
واقعهاتفاق، رویداد
وطنکشور، میهن
ویرانخراب
هراسانبیمناک، ترسان
همبازی یار، دوست
همبستگیاتّحاد، همدلی
همفکریبا هم درباره‌ی موضوعی فکر کردن
همنوعان همجنس، افرادی که از یک نوع هستند.
همهمه شلوغی، سروصدا
یقین بدان  مطمئن باش، تردید نداشته باش.

نتیجه‌گیری

یادگیری کلمات جدید فارسی نباید به یک تکلیف خسته‌کننده برای دانش‌آموزان تبدیل شود بلکه باید اشتیاق آن‌ها را به یادگیری افزایش دهد. استفاده از جدول واژگان مهم و معنی آن‌ها، مثل داشتن یک نقشه راه است که به دانش‌آموز کمک می‌کند خیلی سریع‌تر با فضای درس‌ها آشنا شود و ارتباط بگیرد. با همراه داشتن این جدول کامل معنی کلمات فارسی سوم دبستان، هر متنی در کتاب فارسی تبدیل به یک تجربه یادگیری لذت‌بخش برای دانش‌آموز خواهد شد.

به این مطلب امتیاز دهید

اشتراک گذاری مطلب :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیه‌های مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر می‌شود!

مقالات مرتبط

توجه داشته باشید

دکمه «ثبت‌نام» در این مقاله صرفاً جهت پیش‌ثبت‌نام در مدارس سلام است و ارتباطی با سامانه مای‌مدیو، ثبت‌نام کتاب و سایر سامانه‌ها ندارد.