بررسی درس و معنی شعر طوطی و بقال فارسی دهم + آرایه ها

بررسی درس و معنی شعر طوطی و بقال فارسی دهم

فهرست مطالب

حکایت طوطی و بقال از مثنوی مولانا یکی از آموزنده‌ترین روایت‌ها و در عین حال داستان‌های سرگرم‌کننده‌ای است که انسان را به تامل درباره خطاهای قضاوت، ساده‌انگاری و قیاس‌های نادرست دعوت می‌کند. این داستان در ظاهر ماجرایی ساده از یک طوطی سخنگو و صاحب بقال اوست، اما در عمق خود، یک پیام مهم به ما می‌دهد، اینکه وقتی رفتار دیگران را با معیارهای شخصی خویش می‌سنجیم این موضوع ما را از ادراک حقیقت دور می‌کند.

با ما در این مطلب از مجموعه مدارس سلام همراه شوید تا به بررسی درس و معنی شعر طوطی و بقال فارسی دهم به زبانی ساده بپردازیم.

آرایه ها و معنی شعر طوطی و بقال فارسی دهم

در این قسمت به بررسی مصرع به مصرع و معنی حکایت طوطی و بقال فارسی دهم می‌پردازیم و آرایه‌ها و نکات مهم هر یک را ذکر می‌کنیم.

شعر طوطی و بقال فارسی دهم درس چهاردهم

بود بقالی و وی را طوطی‌ای

در ابتدای درس «طوطی و بقال» در فارسی دهم، بقالی معرفی می‌شود که طوطی‌ای سخنگو و محبوب دارد، طوطی‌ای که نقش مهمی در دکان و زندگی او ایفا می‌کند.

آرایه‌ها:

  • روایت داستانی، کاربرد ادبی «وی»
  • «را» به عنوان مالکیت استفاده شده است. وی را طوطی‌ای به معنای «او طوطی‌ای داشت» است.

واژه‌ها:

  • بقال: خواربارفروش
  • وی: او

خوش‌نوایی، سبز، گویا، طوطی‌ای

طوطی هم خوش‌صداست و هم توان سخن گفتن دارد. مولانا با این توصیف، طوطی را مانند شخصیتی دوست‌داشتنی و اثرگذار در داستان به ما معرفی می‌کند.

آرایه‌ها:

  • ترکیب‌های تصویری و وصف طوطی
  • واج آرایی «ی»

واژه‌ها:

  • خوش‌نوایی: آواز خوش
  • گویا: سخنگو

در دکان بودی نگهبان دکان

طوطی همیشه در دکان حضور داشت و نقش نگهبان یا همراه بقال را ایفا می‌کرد. در این مصرع، حضور دائم او نشان‌دهنده نزدیکی رابطه‌اش با صاحبش است.

آرایه‌ها:

  • تکرار «دکان» برای تاکید

واژه‌ها:

  • بودی: بود
  • نگهبان: پاسبان

نکته گفتی با همه سوداگران

طوطی با هر مشتری که وارد می‌شد سخن می‌گفت و نکته‌پردازی می‌کرد و همین باعث رونق دکان بود. رابطه طوطی با مردم نشان‌دهنده طبع اجتماعی و شیرینش بود و از طرفی نوعی برکت و گرما به دکان بقال می‌بخشید.

آرایه‌ها:

  • تشخیص: معنابخشی انسانی به پرنده
  • واج‌آرایی د و ا در کل بیت
  • مراعات نظیر: دکان و سوداگران

واژه‌ها:

  • سوداگر: تاجر، مشتری
  • نکته گفتن: سخن شیرین گفتن، شوخی کردن

در خطاب آدمی، ناطق بُدی

طوطی هنگام صحبت با انسان‌ها، مانند یک شخص واقعی سخن می‌گفت و این برای مردم شگفت‌انگیز بود. مولانا این توانمندی را مقدمه‌ای برای بیان معنای عمیق داستان قرار می‌دهد.

آرایه‌ها:

  • تشخیص

واژه‌ها:

  • خطاب: سخن گفتن
  • ناطق: سخنگو
  • بدی: می‌بودی
  • آدمی: انسان

در نوای طوطیان حاذق بُدی

طوطی، علاوه بر توان سخن گفتن همچون انسان، در آواز طبیعی طوطیان نیز مهارت داشت؛ یعنی در هر دو جهان انسان و پرندگان چیره‌دست بود. این تواناییِ دوگانه بیانگر استعداد ویژه او بود.

آرایه‌ها:

  • تضاد ظریف انسان و طوطی
  • مراعات نظیر: خطاب، آدمی، ناطق، نوا، طوطی
  • واج‌آرایی: ا

واژه‌ها:

  • حاذق: ماهر
  • نوا: آواز

جست از صدرِ دکان، سویی گریخت

روزی طوطی ناگهان از بالای دکان پرید و به سویی گریخت؛ همین حرکت، آغاز حادثه و دگرگونی ماجرا بود.

آرایه‌ها:

  • تصویرسازی

واژه‌ها:

  • صدر: بالا
  • جست: پرید
  • گریخت: فرار کرد

شیشه‌های روغن گل را بریخت

در اثر این پریدن، شیشه‌های روغن گل ریخت و خسارت زیادی به بار آمد. این اتفاق، واکنش احساسی و خشمگینانه بقال را برانگیخت.

آرایه‌ها:

  • جناس ناهمسان: گریخت و بریخت

واژه‌ها:

  • روغن گل: نوعی روغنی خوشبو که از گل‌ها تهیه می‌شود و بوی خوشی دارد.
بررسی بیت چهارم شعر طوطی و بقال فارسی دهم

از سوی خانه بیامد خواجه‌اش

صاحب دکان از خانه خود به سمت دکان رفت، بی‌خبر از آنکه اتفاقی ناخوشایند افتاده است. ورود او در اینجا زمینه‌ساز دیدن ریخته شدن شیشه‌های روغن گل بوده و آغاز تغییر وضعیت از آرامش به آشفتگی است.

آرایه‌ها:

  • آرایه‌ای در این بیت به کار نرفته است.

واژه‌ها:

  • خواجه: صاحب، آقا، بزرگ
  • بیامد: آمد

بر دکان بنشست فارغ، خواجه‌وش

او با خیالی آسوده و با وقار نشست و گمان می‌کرد همه‌چیز مرتب است. اما خواننده حکایت به‌خوبی حس می‌کند که این آرامش، آرامش پیش از طوفان است و در صحنه بعدی خشم پدیدار خواهد شد.

آرایه‌ها:

  • تشبیه با پسوند «وش»
  • مراعات نظیر: خواجه و دکان

واژه‌ها:

  • فارغ: آسوده
  • خواجه‌وش: شبیه یک صاحب‌وقار، متین، آرام

دید پر روغن دکان و جامه چرب

وقتی به اطراف نگاه کرد، دکان را پر از روغن و لباسش را آلوده یافت و یکباره از حالت آرامش خود خارج شد. این موضوع، آغاز خشم و تصمیم عجولانه او است.

آرایه‌ها:

  • تصویرسازی

واژه‌ها:

  • چرب: آلوده
  • جامه: لباس، پارچه دوخته

بر سرش زد، گشت طوطی کَل ز ضرب

بقال از شدت عصبانیت بر سر طوطی زد و طوطی در اثر شدت ضربه او پرهای سرش را از دست داد و کچل شد. همچنین شدت ضربه چنان زیاد بود که طوطی لال شد.

آرایه‌ها:

  • این بیت کنایه از خشونت ناگهانی بقال دارد.
  • کل: مخفف کچل
  • ش: مرجع طوطی
  • مراعات نظیر: روغن و چرب
  • ایهام: کل می‌تواند به معنای لال و گنگ باشد و همچنین مخفف کچل نیز باشد.

واژه‌ها:

  • کل: بی‌مو
  • ضرب: ضربه، زدن

روزک چندی سخن کوتاه کرد

طوطی چند روزی سکوت اختیار کرد و دیگر هیچ سخنی بر زبان نیاورد. در ابدا این خاموشی طوطی، برای بقال نعمتی بزرگ بود اما در ادامه سکوت سنگین طوطی بقال را دچار عذاب وجدان کرد.

آرایه‌ها:

  • کوچک‌نمایی «روزک»، ک تصغیر

واژه‌ها:

  • سخن کوتاه کردن: ساکت شدن
  • روزک چندی: چندروزی

مرد بقال از ندامت آه کرد

بقال از شدت پشیمانی مرتب آه می‌کشید و رفتار خود را سرزنش می‌کرد. این مصرع بیانگر بیدار شدن وجدان اوست.

آرایه‌ها:

  • «آه» کنایه از اندوه بقال
  • از ندامت آه کرد: کنایه از پشیمانی

واژه‌ها:

  • ندامت: پشیمانی

ریش برمی‌کرد و می‌گفت: ای دریغ

بقال از شدت غم ریش خود را می‌کند و با خود می‌گفت چه افسوس بزرگی که چنین نعمتی را از دست داده‌ام. این حالت بقال، نشان‌دهنده اوج تاسف و ناراحتیِ او به سبب آسیب رساندن به طوطی و نابود کردن نعمتی است که در اختیار داشت.

آرایه‌ها:

  • کنایه (کندن ریش = اندوه شدید)

واژه‌ها:

  • دریغ: افسوس

کافتابِ نعمتم شد زیر میغ

بقال با خود می‌گفت آفتاب نعمت و شادی من زیر ابر غم پنهان شد و منظورش این بود که طوطی همان نعمتی بود که از دست رفت. بقال اکنون و در این بیت حال و روز خود را سراسر تیره و ابری می‌بیند که نشان دهنده شدت غم او است.

آرایه‌ها:

  • تشبیه نعمت به آفتاب و غم به ابر
  • بیت چهار جمله دارد.
  • آفتابم زیر میغ رفت: کنایه از دست رفتن نعمت

واژه‌ها:

  • میغ: ابر
  • زیر: پشت
  • شد: رفت

دست من بشکسته بودی آن زمان

او با خود می‌گفت که ای کاش دستم آن لحظه شکسته بود تا نتوانم طوطی را بزنم و از شدت ندامت از خداوند توقف عمل خود را آرزو می‌کرد. این جمله نهایت پشیمانی بقال را نشان می‌دهد.

آرایه‌ها:

  • در این بیت آرایه‌ای به کار نرفته است.

واژه‌ها:

  • بشکسته بودی: کاش شکسته بود، می‌شکست
بررسی بیت نهم معنی شعر طوطی و بقال فارسی دهم

چون زدم من بر آن خوش‌زبان

در این بیت بقال با حسرت می‌گوید چرا بر چنین موجود خوش‌زبان و شیرین‌سخنی ضربه زدم؟ او خود را گناهکار و نابخشودنی می‌بیند.

آرایه‌ها:

  • وصف «خوش‌زبان» برای پرنده
  • چون: استفهام، علت
  • مراعات نظیر و تناسب: دست، سر، زبان
  • زبان و زمان جناس ناهمسان
  • واج‌آرایی: ن

واژه‌ها:

  • خوش‌زبان: سخنگو

هدیه‌ها می‌داد هر درویش را

بقال برای بازگشت صدای طوطی به هر فرد فقیری که می‌دید هدیه‌ای می‌داد، گویی دنبال دعا یا برکتی برای رفع مشکل طوطی بود.

آرایه‌ها:

  • «هر» برای شدت

واژه‌ها:

  • درویش: مرد فقیر یا اهل سلوک، تهیدست
  • را: به

تا بیابد نطق مرغ خویش را

بقال آرزو داشت که طوطی دوباره سخن بگوید و به او بازگردد. از این رو نیکوکاری می‌کرد و تلاش‌هایش جهت رسیدن به این هدف بود.

آرایه‌ها:

  • تشخیص (نطق برای پرنده)

واژه‌ها:

  • نطق: سخن گفتن
  • مرغ: پرنده

بعد سه روز و سه شب حیران و زار

در معنی شعر طوطی و بقال فارسی دهم در این بیت آمده که بقال سه شبانه‌روز با حالتی پریشان و اندوهگین به انتظار بازگشت صدای طوطی بود و زمان برایش بسیار طولانی می‌گذشت.

آرایه‌ها:

  • تضاد: شب و روز

واژه‌ها:

  • زار: اندوهگین
  • حیران: سرگردان

بر دکان بنشسته بد نومیدوار

بقال در دکان نشسته بود و امیدش را از دست داده بود و باور داشت که طوطی دیگر هرگز سخن نخواهد گفت. این مصرع نشان دهنده اوج ناامیدی بقال است.

آرایه‌ها:

  • واج‌آرایی س در کل بیت

واژه‌ها:

  • نومیدوار: ناامید
  • نشسته بد: نشسته بود

می‌نمود آن مرغ را هر گون شگفت

بقال برای جلب توجه طوطی کارهای عجیب و شوک‌آوری می‌کرد مثلا برای طوطی شکلک در‌می‌آورد تا شاید دوباره حرف بزند. این تلاش‌ها بیشتر از درماندگی او سرچشمه می‌گرفت.

آرایه‌ها:

  • مبالغه

واژه‌ها:

  • گون: گونه
  • شگفت: عجیب

تا که باشد کاندر آید او به گفت

بقال امیدوار بود شاید یکی از این کارها باعث شود طوطی دوباره زبان باز کند و سخن بگوید. او هنوز ته‌مانده امیدی در دل داشت.

آرایه‌ها:

  • شبه جناس: گفت و شگفت

واژه‌ها:

  • گفت: سخن

جولقی‌ای سر برهنه می‌گذشت

ناگهان درویشی ژولیده‌حال با سری برهنه از برابر دکان بقال گذشت؛ بی‌خبر از آن‌که به‌زودی به کانون اصلی روایت تبدیل خواهد شد.

آرایه‌ها:

  • صفت نسبی جولق

واژه‌ها:

  • جولقی: ژولیده، پارچه پشمی خشن

با سر بی‌مو چو پشت طاس و طشت

سر بی‌موی درویش ژولیده‌حال آن‌قدر صاف و براق بود که مانند سطح پشت ظرف مسی و طشت می‌درخشید. این مصرع نشان دهنده طنز در صحنه است.

آرایه‌ها:

  • ایهام تناسب: طاس به معنای ظرف مسی و به معنای کچل با تناسب با سر
  • تشبیه مستقیم

واژه‌ها:

  • طاس/طشت: ظرف فلزی
  • سر برهنه: بی‌کلاه

طوطی اندر گفت آمد در زمان

در همان لحظه طوطی بعد از مدت‌ها سکوت ناگهان به سخن آمد و همه را شگفت‌زده کرد. در برداشت و بررسی حکایت طوطی و بقال فارسی دهم می‌توان گفت این همان امیدی است که در خواننده وجود داشته و منتظر این لحظه بوده است.

آرایه‌ها:

  • در این بیت آرایه‌ای به کار نرفته است.

واژه‌ها:

  • در زمان: همان لحظه
بررسی بیت چهاردهم حکایت طوطی و بقال فارسی دهم

بانگ بر درویش زد که: هی، فلان

طوطی با صدایی بلند درویش را صدا زد و توجه همه را جلب کرد. لحن طوطی تند و هشداردهنده بود.

آرایه‌ها:

  • بانگ برای شدت صدا
  • هی شبه صوت است.

واژه‌ها:

  • فلان: مرد ناشناس، اسم مبهم

از چه ای کَل، با کلان آمیختی؟

طوطی به درویش گفت که ای کچل! چه شده که کچل شدی؟

آرایه‌ها:

  • طنز و قیاس نادرست

واژه‌ها:

  • کَل: کچل
  • کلان: کچل‌ها
  • از چه ای کل: برای چه کچل شدی؟
  • آمیختی: پیوستی

تو مگر از شیشه روغن ریختی؟

آیا تو هم شیشه روغن را زمین ریختی؟ طوطی فکر کرد مرد درویش هم مثل خودش روغن را زمین ریخته و چون به سرش کوبیده اند، کچل شده است.

آرایه‌ها:

  • مگر قید پرسش است.

واژه‌ها:

  • مگر: آیا

از قیاسش خنده آمد خلق را

مردم از این قیاس نادرست و مضحک طوطی خندیدند؛ قیاسی که از محدودیت تجربه طوطی سرچشمه می‌گرفت.

آرایه‌ها:

  • کلیدواژه قیاس مستقیم استفاده شده است.

واژه‌ها:

  • خلق: مردم
  • قیاس: سنجش

کاو چو خود پنداشت صاحبِ دلق را

زیرا طوطی مرد درویش‌پوش را همانند خود پنداشت و گمان کرد دلیل کچلی او شبیه دلیل کچلی خودش است.

آرایه‌ها:

  • تشبیه
  • جناس ناهمسان: خلق و دلق

واژه‌ها:

  • دلق: لباس درویشان
  • کاو: که او، زیرا
  • صاحب دلق: ژنده پوش

کار پاکان را قیاس از خود مگیر

مولانا نتیجه‌گیری می‌کند که کار کسانی که اشتباه نکردند را با کار خودت که مرتکب اشتباه شدی، مقایسه نکن. حتی اگر در ظاهر هر دو عمل شبیه به یکدیگر باشند، در عمق این کارها تفاوت‌های بسیاری نهفته است. این آموزه جوهره عرفانی و نکته حکایت است.

آرایه‌ها:

  • امر اخلاقی

واژه‌ها:

  • پاکان: نیکان
  • از قیاس خود مگیر: با خود نسنج، با خود مقایسه نکن

گرچه باشد در نبشتن شیر و شیر

هرچند دو کلمه شیر و شیر در نوشتن یکسان هستند اما معانی متفاوت دارند بنابراین تشابه ظاهری دلیل بر یکسانی ماهیت نیست.

آرایه‌ها:

  • جناس تام: شیر و شیر

واژه‌ها:

  • نبشتن: نوشتن
  • شیر: شیر بیشه، شیرخوردنی

جمله عالم زین سبب گمراه شد

بیشتر مردم دنیا به دلیل مقایسه کردن‌های اشتباه و ظاهری گمراه می‌شوند و حقیقت را نمی‌بینند.

آرایه‌ها:

  • اغراق

واژه‌ها:

  • گمراه: منحرف
  • جمله: همگی
  • زین سبب: به این دلیل
  • عالم: جهان

کم کسی ز ابدال حق آگاه شد

کمتر کسی حقیقت اولیا و پاکان را درمی‌یابد، زیرا شناخت آنان نیازمند دید باطنی است.

آرایه‌ها:

  • تضاد: کم کسی، جمله عالم

واژه‌ها:

  • ابدال حق: اولیای خاص خدا، مردان حق

هر دو گون زنبور خوردند از محل

دو نوع زنبور از یک گل تغذیه می‌کنند و در ظاهر تفاوتی ندارند؛ اما ممکن است نتیجه کارشان متفاوت باشد.

آرایه‌ها:

  • در این بیت آرایه‌ای به کار نرفته است.

واژه‌ها:

  • محل: جای خوردن
  • هر دو گون زنبور: زنبور قرمز و عسل

لیک شد از آن نیش و زین دیگر عسل

هردو گونه زنبور ( بی عسل و با عسل) از یک محل غذا می خورند ولی آن غذا برای یکیشان تبدیل به نیش و زهر میشود و برای دیگری تبدیل به عسل. شاید زنبورها در ظاهر و خوراک مشترک باشند، اما باطنی متفاوت دارند.

آرایه‌ها:

  • تضاد: نیش، عسل
  • جناس: زین، زان
  • مراعات نظیر: زنبور، عسل، نیش

واژه‌ها:

  • لیک: اما

هر دو گون آهو گیا خوردند و آب

در این بیت از بررسی درس شعر طوطی و بقال، مولانا مثال دیگری می‌آورد. او می‌گوید دو نوع آهو از یک خوراک و آب می‌خورند.

آرایه‌ها:

  • ادامه قیاس و به شکلی ادامه و تکمیل‌کننده بیت قبلی است.

واژه‌ها:

  • گیا: گیاه

زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب

اما یکی فضله تولید می‌کند و دیگری مشک ناب؛ یعنی ماهیت درونی تعیین‌کننده نتیجه است نه ظاهر و دوباره تاکید مولانا بر باطن است.

آرایه‌ها:

  • تضاد: سرگین، مشک
  • جناس ناهمسان: آب و ناب
  • مراعات نظیر: آهو، سرگین، مشک

واژه‌ها:

  • سرگین: فضله چهارپایان
  • مشک ناب: عطر ناب
  • ناب: خالص
بررسی بیت بیستم از معنی طوطی و بقال

هر دو نی خورند از یک آبخور

دو نی از یک آب می‌خورند و غذایشان مشترک است.

آرایه‌ها:

  • ادامه تمثیل

واژه‌ها:

  • آبخور: منبع آب

این یکی خالی و آن پُر از شکر

اما یکی تلخ و دیگری شیرین می‌شود؛ یعنی نتیجه همیشه تابع ظاهر نیست. در نتیجه، در این ابیات مولانا به مقایسه انسان دانا و نادان با دو نوع زنبور، آهو و نی پرداخته که همگی شاید در ظاهر مشابه، اما در باطن متفاوت هستند.

آرایه‌ها:

  • تضاد: پر و خالی

واژه‌ها:

  • شکر: شیرینی

صد هزاران این‌چنین اشباه بین

نمونه‌های این گونه و مثال‌هایی که زدیم، در جهان بسیار است پس نمی‌توان همه چیز را بر اساس ظاهر سنجید.

آرایه‌ها:

  • اغراق (صدهزاران)
  • مجاز: صدهزار مجاز از بسیار

واژه‌ها:

  • اشباه: همانندان

فرقشان هفتاد ساله راه بین

تفاوت میان ظاهر و باطن به اندازه مسافت هفتاد ساله است؛ یعنی فاصله‌ای بسیار دور باهم دارند.

آرایه‌ها:

  • اغراق
  • تناسب: هفتاد، هزار

واژه‌ها:

  • هفتاد ساله راه: مسافتی بسیار طولانی

چون بسی ابلیس آدم‌روی هست

بسیاری افراد چهره‌ای انسانی دارند اما باطنشان شیطانی است پس داشتن ظاهر انسانی دلیل بر پاکی باطن نیست.

آرایه‌ها:

  • تضاد: ابلیس، آدم

واژه‌ها:

  • آدم‌روی: دارای ظاهر انسانی
  • بسی: بسیار
  • ابلیس: اهریمن

پس به هر دستی نشاید داد دست

پس نباید به هر کسی اعتماد کرد و با او دست دوستی داد صرفا چون ظاهری انسانی دارند. به عبارتی تشخیص حقیقت نیازمند بصیرت و توجه به باطن است.

آرایه‌ها:

  • کنایه: دست دادن کنایه از اعتماد کردن
  • جناس ناهمسان: هست، دست
  • واج‌آرایی: س

واژه‌ها:

  • نشاید: شایسته نیست

اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیه‌های مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر می‌شود!

سخن پایانی

داستان طوطی و بقال با روایت ساده و شیرین خود یادآوری می‌کند که درک حقیقت تنها با نگاه ظاهری و قیاس‌های سطحی ممکن نیست. انسان زمانی به فهم عمیق می‌رسد که از مرز تجربه شخصی بالاتر رود و رفتار دیگران را با معیارهای محدود خود نسنجد. در این حکایت مولانا به ما اهمیت باطن و ظاهر را با داستانی زیبا می‌آموزد.

سؤالات متداول

  1. نکته آموزنده درس طوطی و بقال فارسی دهم چیست؟
    این درس به ما یاد می‌دهد که نباید رفتار یا حال دیگران را با تجربه شخصی خود قیاس کنیم؛ ظاهر دو چیز ممکن است شبیه یکدیگر باشد، اما باطن آن‌ها متفاوت است.
  2. علت اینکه طوطی توانایی صحبت کردن خود را از دست داد چه بود و چگونه دوباره سخن گفتن را آغاز کرد؟
    چون بقال پس از ریختن روغن‌ها از روی خشم ضربه‌ای به سر طوطی زد، طوطی از ترس و ناراحتی دیگر حرف نزد و وقتی مرد کچل فقیری را نزدیک دکان دید، فکر کرد او هم مثل خودش روغن ریخته و کتک خورده و به همین دلیل کچل شده است؛ همین باعث شد دوباره سخن بگوید.
  3. پس از خاموش شدن طوطی، بقال چه واکنشی نشان داد و چه کارهایی برای سخن گفتن دوباره او انجام داد؟
    بقال از کار خود پشیمان شد و گریه و ناله می‌کرد. او برای دوباره سخن گفتن طوطی، به درویشان هدیه داد و برای جلب توجه طوطی کارهای عجیب و شوک‌آوری می‌کرد مثلا برای طوطی شکلک در‌می‌آورد تا شاید دوباره حرف بزند.

به این مطلب امتیاز دهید

اشتراک گذاری مطلب :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اولین نفری باشید که از اخبار و اطلاعیه‌های مرتبط با پایه تحصیلیتان باخبر می‌شود!

مقالات مرتبط

توجه داشته باشید

دکمه «ثبت‌نام» در این مقاله صرفاً جهت پیش‌ثبت‌نام در مدارس سلام است و ارتباطی با سامانه مای‌مدیو، ثبت‌نام کتاب و سایر سامانه‌ها ندارد.